محیط زیست در آیینه اسلام            

مقدمه: 

امروزه هر انسانی صرف نظر از اینکه خودش مستقیما به تخریب طبیعت پرداخته یا نه، با مشکلات و مسائلی در پیرامون خود مواجه است که عموما ناشی از نوع دیدگاه حاکم بر مدیران حکومتی و صنعتی است.تخریب محیط زیست اثراتش دیگر محدود به شخص یا عده ای خاص نیست. بلکه اثرات مخربش دامنگیر افراد بسیار و شهرها و حتی کشورهاست .از اینرو  با فجایع زیست محیطی مختلف  در ابعاد وسیع مواجه میشود. آلودگی ها دیگر محدود به  آب وهوا نیست بلکه  به  محصولات کشاورزی و دامی وحتی صوتی و امواج مضر اشعه ها و  پارازیت ها رسیده است . چاره کار چیست؟چه باید کردتا بشر زندگی طبیعی و سالمی داشته باشد؟آیا مدرنیته علی رغم آوردن رفاه و تکنولوژی بلای جان انسانها شده است ؟ یا این نحوه نگاه انسان پر آز و طمع است که انواع بیماریها و مشکلات فردی و جمعی را برای بشر کنونی به ارمغان آورده است . ؟در دوران پست مدرن جایگاه محیط زیست کجاست ؟

از اینرو پرداختن به بحث مهم منابع طبیعی و راه های حفظ محیط زیست گرچه دیر به مباحث کلان و اساسی میان دولتها وارد شده اما با مشخص شدن ابعاد پیچیده و تاثیر آن بر زندگی نسل بشر هم اینک به اولویتی مهم برای کشور ها و ملت ها تبدیل شده است. تا جائیکه در کشور و شهر عزیز ما زنجان هم یکی از مسائل مورد توجه مردم و نهاد های اداری به شمار رفته و تلاش برای محافظت از محیط زیست با استفاده از روشهای فنی و علمی وارد مرحله ای جدید شده است . 

ادامه نوشته

درسها و فحص های انتخابات یازدهم ریاست جمهوری

انتخابات در هر سطحی بویژه در سطح تعیین قوای حاکم در ایران مهم است چرا که فرصتی است برای ابراز نظر مردم و گروههای مختلف جامعه، انتخابات یازدهم هم علاوه بر این مسئله ویژگیهایی داشت که اهمیت آنرا مضاعف نموده بود .اولین انتخابات ریاست جمهوری بعد از انتخابات سال 88 بود که سایه سنگین شرکت یا عدم شرکت مردم مصرع اولش بود. نگاههای بین المللی دومین مصرع این شعرحضور حماسی  ملت بود.علی رغم تمام بگو مگوهای موجود در میان اصلاح طلبان و نامهربانی های بس ناجوانمردانه سالهای اخیر قاطبه این طیف اصیل حاضر در عرصه سیاسی کشور گزینه حضور در انتخابات را سرلوحه برنامه هایش قراداده بود و آن را تنها راه مطمئن عبور از بحرانها و اعتلای کشور و ارزشهای انقلاب می دانست . در این راستا نزدیکی بیش از پیش راست سنتی و چپ سنتی و تاحدودی تحول خواهان رفرمیست به خاطر ضرورتهای موجود در داخل و خارج کشور و احساس خطر به کلیت نظام آنان را در مسیری قرار داد که نهایتا با حفظ هویتهای سیاسی و فکری خود نوعی ائتلاف اعلام نشده را بوجود آوردند.خوانش دوباره این انتخابات درسها و فحص های مختلفی دارد که مدتها قابل بررسی و بیان است، که ذیلا برخی از رئوس آن از نظر نگارنده این سطور به اطلاع علاقمندان میرسد. باشد که مقبول افتد و کنکاشهای عمیقتری از سوی متخصصان علم سیاست و حقوق انجام و رهاوردش اعتلای نظام انتخاباتی ایران و نهایتا اعتلای ایران اسلامی شود.

1-در تمامی دنیای مدرن امروز انتخابات دارای سازو کار مشخص می باشد و اینکونه نیست که هرکسی احساس تکلیف سیاسی یا دینی نمود اسبش را زین کند و اعلام نامزدی کند یعنی هم شرایط ایجابی دارد و هم شرایط سلبی البته مشخص و قابل اندازه گیری کمی و اگر مفاهیم کیفی هم در شرایط نامزدی باشد باکمک مفاهیم قایل اندازه گیری آن شرایط را تفسیر می نمایند تا شائبه بر خورد سیاسی با مقوله انتخابات نشود. مثلا در برخی از کشورها سپردن ودیعه انتخابات مرسوم است در برخی از آنها جمع آوری امضاء مسقیما از مردم ، در برخی هم کسب حمایت رسمی احزاب و اشخاص رسمی و سیاسی بر این اساس وبا اعلام حدود 700 نفر داوطلب برای انتخابات اخیر دیگر بر کسی پوشیده نیست که از نظر شرایط ایجابی و سلبی قانون انتخابات ایران به حسب ضرورت نیازمند اصلاح و تغییر است.

2- انتخابات ایران بر اساس فرد و شاخصه های شخصی افراد بنا شده به گونه ای که پالایشهای سیاسی و عقیدتی درون حزبی اساسا موجود نیست و تشخیص کارایی اجرایی و سلامت شخصی و روانی و اداری فرد عملا منتفی است . افراد می توانند با بزک کردن ظاهر خود آنهم در ایام انتخابات و طرح موضوعات موهوموم غیر قابل دسترس اذهان عمومی جامعه را مشوش سازند. گرچه وجود نهاد ناظر و بلوغ سیاسی مردم مانعی جدی در این مسیر است ولی اینها نافی اقدام نیست و به نظر میرسد وجود احزاب وانجمن های رسمی قانونی شناسنامه دار دایمی و حزبی کردن انتخابات از مهمترین راههای جبران این نقص ها باشد .

3-  روشهای تبلیغی و بسیج افکار عمومی برای مشارکت در فرایند انتخابات با غیبت رادیو و تلویزیون خصوصی عملا تماما دولتی است و اندک روزنامه هاو مطبوعات موجود هم چندان تاثیر گذار نیستند و اگر موج بیداری عمومی وجدان جمعی جامعه و حرکت این موج از مرکز به پیرامون اتفاق نمی افتاد با حد نصاب کنونی قانون (نصف + 1) انتخابات به مرحله دوم می رفت و کلی هزینه اقتصادی و سیاسی اجتماعی به مردم تحمیل میشد لذا اصلاح مدت تبلیغ 20 روزدر انتخابات ریاست جمهوری-  در بعضی از کشورها این مدت 6 ماه است- و ابزار و شیوه های قانونی تبلیغات اجتناب ناپذیر است .

4- در تمامی دنیا حتی در کشورهایی که هم احزاب و هم اشخاص به وصف صفت فردی در انتخابات شرکت می کنند. نوعی مسئولیت پذیری در قبال برنامه ها و شعارهایشان دارند واگر در این مسیر  از منظر افکار عمومی جامعه ناموفق باشند، استعفا داده و کنار می روند. تا راه برای انتخاب افراد کاراتری باز شود .متاسفانه مقوله پذیرش مسئولیت عدم موفقیت ها جایش  را به توجیه و فرافکنی داده و اصولا استعفاء در ادبیات سیاسی ایران نشان عدم صلابت و کارایی معرفی شده است ، در حالیکه عین سیاست و مردم داری و نشانه ترجیح منافع عمومی ملت و احترام به نظر آنان  است. از اینرو اگر شخصی بعد از ویران کردن اقتصاد و میشت مردم و منزوی ساختن کشور و نخبگان جامه مسئولیتی نپذیرد و با منولوگ سحرگونه  باطل شده اش از پذیرش مسئولیت طفره رود و وابستگان سینه چاکش رنگ عوض نموده و به رنگ بنفش در آ یند، تبلیغ مجسم اپورتنیسم سیاسی (مکتب اصالت فرصت )وضرب سکه  هر هری مذهبی سیاسی است ،و غفلت از آن صد البته  به دولت آینده  و نهایتا مردم آسیب خواهند زد .

5- خاصه در سطح استان زنجان که طی 8سال دوره آقای احمدی نزاد کلیه امور یکدست در دست اصول گراها بودبا پذیرش برخی  اقدامات مثبت دولتمردان، پاسخگویی به مشکلات متعدد اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی و گرانی های افسار گسیخته، عدم توفیق در بهره برداری از پروژه های شاخص استانی مثل پتروشیمی ، سیمان خمسه ، سد مشمپا ،صنایع و ...مردم را نباید نادیده گرفت . خبرهای نگران کننده از مشکلات زیست محیطی بویژه آلودگی و اثرات زیان آور سرب در شهر زنجان و آبیاری مزارع و باغات نواحی جنوبی شهر و سر آب زنجان رود با فاضلاب های خانگی و شهری و عدم اقدام موثر دستگاههای متولی خاصتا مدیریت عالی استان موجی از نگرانی برای خانواده های زنجانی به ببار آورده به گونه ایکه زمزمه مهاجرتهای اجباری و ناخواسته در میان مردم برای رهایی از تبعات سنگین و  ویرانگرسلامت مردم به گوش میرسد. از اینرو حاملان گفتمان اصلاح و اعتدال  و فعالین ستاد انتخاباتی دکتر روحانی سخت مسئولند تا پیگیر قصور و تقصیر باشند و مردم شهر را مطلع سازند.

6- النهایه  حرکت در خور تقدیر اصلاح طلبان استان زنجان بخصوص فعالین سیاسی ،مطبوعاتی ، احزاب و اشخاص حول محور اتحاد و انسجام تشکیلاتی  با تیزبینی و ذکاوت روسای ستادهای انتخاباتی دکتر روحانی و دکتر عارف  تمربخش بوده  و به نوعی پوست اندازی و حرکت رو به جلوی اصلاح طلبان را به ثبوت رسانده است و نوید بخش کارهای منسجم و تاثیر گذار فکری و علمی و گروهی در مسیر پیشرفت و تعالی استان را میدهد. از اینرو ضرورت اقتضاء میکند ضمن تقویت و توسعه این روند از هرگونه ناب سازی افراد و گروههای دخیل در این پیروزی پرهیز و وحدت موجود را با طراحی سازو کارهای درون گفتمانی بصورت  ماهانه و فصلی با حضور همه حاملان و معتقدین راه اصلاح و اعتدال حفظ نماییم، ودر دام  خطرناک  جریان مقابل یعنی ناب سازی افراد و گروه ها وایجاد انشقاق و  تضعیف وفاق و وحدت نیافتیم .چرا که اتحاد و انسجام  حاصله ناشی از تجربه سنگین و سخت 8ساله دوستان همراهی است که صبورانه ایستادند وبا صداقت تمام در  درستی راه تردید نکردند. 

  

  

مرگ بی مرگی

                                                            دیر زمانی است هر کدام ازهمشهریان زنجانی که دل در گرو سلامت و سعادت  این شهر و مردمانش دارند سر آغاز درد دلشان قصه پرغصه آلودگی زمین و آسمان  شهرزنجان و حومه است .در واقع زمین زنجان اسیر سرب و مسمومیت است و آسمانش در اسارت تعفن و آلودگی سرب که بی محابا به سراغشان می آید.هر روز بدتر از دیروز، بیماری های ناشناخته رو به تزاید و شهروندان  در بیمارستانها و مطب های عمومی و خصوصی صحنه هایی تاسف آور و رقت بار  می بینند و با خود می اندیشند چرا؟راستی چرا در زنجان قالب تعارضات اجتماعی از صفر به صد مبدل شده است؟چرا غالب برخورد های کلامی به جای تحمل و مدارا به سمت خشونت های شدید کلامی و سرانجام درگیری های فیزیکی ختم می شود ؟آیا نقش آلودگی سربین  آب و هواو محصولات زراعی و باغی  این شهر مظلوم  با شهروندان مظلومترش در این میان بررسی شده است ؟آیا مسمومیت خاک و منابع زیر زمینی و هوای زنجان بدور از مصلحت سنجی های اقتصادی و حکومتی و احیاناً ناسیونالتی بصورت  علمی و مستقل مورد ارزیابی قرار گرفته است؟ اگر چنین است  جایگاه مردم کجاست  تا از اسرار نهفته  و سر به مُهرآنها مطلع شوند؟آنها که می توانند از این دیار میروند یا خانواه هایشان را نمی آورند ولی آنها که می مانند و  دل نمی کنند و نمی روند  چه بر سرشان می آید ؟ بیماری های سخت جسمی و عصبی و خونی یا کم هوشی و بی حوصلگی و بی قراری و دعوا و تنش های گفتاری و رفتاری ؟اهالی این اقلیم هشتم چه ها می بیینند و می کشند ؟ هوای سرب آلودبامدادو شامگاه  و متعفن در صبحگاهان چه عوارض شناخته شده و ناشناخته برای ساکنین زنجان و حومه که نمی آورد؟ قول قطعی استانداری  و نمایندگان سابق شهرمابرای انتقال کارخانه های سرب  چه شد؟یاران را چه  شد ؟ حرفهای زیبا و قشنگشان  مردم را امیدوار نموداما دریغ از یک جو عمل ؟در خبر ها آمده بو که چندین تن سیب درختی  و سیب زمینی که آلوده به ذرات سرب بوده اند توسط نهاد ها ی مسئول توقیف و مقرر شده که از بین برده شوند ؟البته  اینها کشفیات است ناکشفیات چقدر است ؟الله اعلم.  چرا مسئولین ارشد  استان با علم به ضرر های جبران ناپذیری این مادّه کشنده اقدام قاطعی برای انتقال  این کارخانه مزاحم نمی کنند؟ شنیده شده آبهای زیر زمینی و خاک های کشاورزی اطراف کارخانه  تا چندین سانتیمتر آلودگی  سرب و سایر پیدا کرده و حتی در برگ های  درختان نیز قابل ردیابی است دیگر چه می خواهند بدانند که نمی دانند.مردم عادی که دستشان  از هرجا کوتاه است و خرما بر نخیل و شبانه روز اندر خم لقمه نان مشغول تمرین دو استقامت ، نخبگان هم خاموشی اختیاری یا اجباری را میگذرانند.و نهیب اندک دلسوزان هم با تکذیبیه های شدیدو غلیظ سود برندگان کلانش ره به جایی نمی برد.النهایه چشم امیدمان به مطبوعات مستقل و مردمی و سپس مقامهای عالی قضایی مستقل است. تا که سلامت شهروندان را بر مصلحت سنجی های اقتصادی وحکومتی  مقدم شمرده و قاطعانه به عنوان مدعی العموم  موضوع انتقال کارخانه ی سرب را پیگیری نمایند تاشاید به سرانجام رسد.    چرا که ارمغان سرب لباس   مرگی است که  به آرامی بر تن شهروندان دوخته شده و گزیر و گریزی از آن نیست.تحقیقهای صورت گرفته در این خصوص حاکیست،سرب به دو روش وارد بدن انسان و حيوانات مي‌شود و در آنها مسموميت ايجاد مي‌كند؛ يكي از طريق ورود به زنجيره غذايي از راه تغذيه و ديگري از طريق تنفس هواي آلوده به سرب. هر چند در گذشته، عده‌اي از محققان تنها سرب موجود در هوا را مسوول آلودگي ومسموميت سرب در انسان و جانداران مي‌دانستند، اما امروزه معتقدند روزانه 33 درصد سرب وارد شده به بدن افراد شهرنشين از هواست و عده‌اي هم سهم هوا را فقط 20 درصد مي‌دانند. عوارض مسموميت سرب در انسان شامل بالا رفتن ميزان سرب در خون انسان و ايجاد مسموميت در دو نوع حاد و مزمن است.در اثر مسموميت مزمن، بيماري‌هايي نظير قولنج سربي، فلج عصبي، فلج، ورم كليه، كم‌خوني، بالا رفتن فشار اسيد اوريك در خون، نقرس سربي و سقط جنين در انسان و حيوانات باردار بروز مي‌كند. از مهم‌ترين عوارض مسموميت حاد با سرب، انسفالوپاتي و ضايعات مغزي است. در ميان حيوانات، آلودگي سرب در دام‌هاي محلي تا حد زيادي مورد توجه دانشمندان بوده است؛ چرا كه انسان به طور مستقيم از فرآورده‌هاي آنها استفاده مي‌كنند.محققان با اندازه‌گيري سرب در پشم و خون گوسفنداني كه در مزارع آلوده به سرب مي‌چريده‌اند، بين مقدار سرب در پشم و غلظت سرب در خون رابطه مستقيمي پيدا كرده‌اند. ماهي‌هاي آب شيرين قادرند سرب را به صورت يون در خود جمع كنند. بسياري از نرم‌تنان هم قادرند مقدار زيادي سرب آب دريا را در بافت‌هاي نرم خود ذخيره كنند.كودكان كمتر از شش سال، بیشتر از افراد دیگر در معرض خطرآلودگی سرب قرار دارند و آلودگی با سرب نشانه هایی نظیر كم خونی، ناراحتی های گوارشی و یا بیماری التهاب مغز (encephalopath) خونی را در بر دارد. مورد اخیر موجب مرگ زودرس یا صدمات مغزی دائم در كودكان می شود..

مسمومیت مزمن سرب، به مرور زمان اتفاق می افتد. در این صورت، این عارضه را از طریق علائم و نشانه هایی نظیر سردرد، خارش، تغییر در رفتار و خلق و خوی، یبوست، كاهش در توانایی های عصبی، درد شكم، كاهش وزن، خستگی مفرط و مسائل مربوط به دردهای عضلانی و عصبی می توان تشخیص داد.

یكی دیگر از مسائل مربوط به آلودگی سرب، پوسیدگی دندان در كودكان است. آمار بدست آمده از مناطقی که در آنجا فعالیت های معدنی جهت استخراج فلزات پایه می باشد، نشان می دهد که پوسیدگی دندان در كودكان بسیار زیاد است و خاك های كشاورزی و باغچه ها در این مناطق به فلزات سنگین آلوده اند. در این خصوص، آلودگی سرب از میزان قابل توجهی برخوردار بوده است

 

بیماری های ناشی از قرار گیری در معرض سرب :

•Amaurose (نابینایی)

•سرب از طریق جایگزین شدن به جای آهن در بدن باعث ایجاد كم خونی می شود.

•سرب از طریق جمع شدن در استخوان ها، باعث كمبود كلسیم بدن می شود.

•فشار خون

•یبوست

•قرار گرفتن در معرض سرب Schizophrenia (اسکیزوفرنی)

 

علائم ناشی از آلودگی به عنصر :

•تغییر شكل ستون فقرات

•اختلال در سیستم عصبی (بخصوص در بچه های با سن کمتر)

•اختلال در کار خون و مغز

•از دست رفتن حس جهت یابی

•بی خوابی

•ناراحتی های معده و مسمومیت

•افزایش فشار خون

•دردهای عصبی

•دردهای عضلانی

•كاهش وزن

•سرگیجه

•در مورد زنان بار دار منجر به سقط جنین

 

اثرات خونی:

یکی از اثرات زیانبار سرب بر روی خون و بافت های خون ساز رخ می دهد. سرب تقریبا" از تمام مراحل بیوسنتز هموگلوبین و گلوبین جلوگیری می نماید.

اثرات عصبی:

در اوایل این قرن در معرض سرب قرار گرفتن طولانی مدت کارگران موجب بروز بیماری های مغزی و تضعیف ماهیچه ها در آنان شد. این اثرات تا مدتها نادیده گرفته می شد.

 

 

اثرات کلیوی:

کلیه محل اصلی دفع سرب جذب شده توسط بدن انسان است. کلیه همچنین یکی از دستگاه هایی است که تحت تاثیر مسمومیت ناشی از سرب قرار می گیرد. در بیشتر حالات عدم کارایی کلیه که در نتیجه در معرض سرب قرار گرفتن مزمن بیماری بروز می کند و منجر به تخریب شدید بافتهای کلیه می گردد، اتفاق نمی افتد. اگر چه تخریب برگشت ناپذیر کلیه ممکن است در نتیجه تجمع طولانی مدت سرب فراوان در بدن رخ دهد. تنش های عصبی نیز ممکن است در پی این علائم بروز کند.

اثرات تولید مثلی:

سرب ممکن است منجر به نازایی در مردان و سقط جنین در زنان شود. جنین مستعد مسمومیت است.:

نفی نگاه مرکز – پیرامون در مدیریت خدمات شهری زنجان

  اینجا گلشهر زنجان یا نه اندیشه ، امیرکبیر  یا الهیه و علی آباد و...است توفیری ندارد یکی از شهرکهای اقماری تازه ساخت و شاید با عمر 10 و 20 ساله که  اتفاقا جمعیت زیادی را در خود جای داده اند اما از تفکر جامع مدیریت شهری  برای   حمل و نقل و مراکز خرید ،آموزشی و بهداشتی ، انتظامی و خدماتی خبری نیست. اگرچه تصمیمات مقطعی چون نهضت آسفالت ریزی به جای نهضت جدول گذاری  خودی نشان داد ولی اینک کور سویش نیز خاموش شده است . .

 یکی برای تامین مایحتاج منزل از حبوبات تا مرغ و گوشت ودیگری برای کار خدماتی و آن یک برای خرید  سبزی ووآن دیگری هم برای  دولت الکترونیک ناچاراست راهی مرکز شهر یا مرکز ترافیک شهر زنجان شده و برای رهایی از  دام ترافیک کلاف در کلاف به کوچه و پس کوچه ها و بن بست های احیانا ورود ممنوع پر از چاله های مرد افکن نه ماشین افکن قسمت مرکزی شهر پناهنده شود .گسترش شرقی و غربی ناموزون و عدم اجرای طرح تفصیلی تو سعه و طرحهای بالا دستی چون طرح آمایش باعث شده  اول شهرکهای مسکونی  ایجاد شود سپس تصمیمات رفاهی و خدماتی برای حل مشکلات اتخاذ گردد.  نگارنده این سطور  ضمن  ارج نهادن به زحمات متولیان بخش مدیریت شهری موارد ذیل را  برای جلب توجه افکار عمومی به آبادانی شهر و احساس  مسولیت اجتماعی و حذف نگاه مرکز – پیرامون به مقوله خدمات شهری  و دعوت  همشهریهای محجوب به پرهیز از دو واژه مالوف (سنه نه - منه نه  )وهمچنین انتقال خواسته های بحق مردم نجیب و محجوب به مسولین مربوطه بویژه درحوزه  مدیریت  کلان شهری امیدوار است که با همت و برنامه ریزی شوراهای مربوطه و ادارات درگیر و البته مردم مشکلات ریزو درشت شهر مرتفع گردد.

1-         در قسمت نوار شمالی به عبارتی بالاتر از اتوبان شمالی  - نه چون محدودیت سرعت 60 کیلومتر ناقض آن است – بازارچه های میوه و تره بار مواد پروتینی و گوشتی و لبنی موجود نیست همین باعث می شود شهروند ساکن کوی گلشهر یا اندیشه یا علی آباد برای تامین احتیاجات مذکور مسافت طولانی را بپیماید تا به مرکز و بازار زنجان رسده و خرید نماید این یعنی سفرهای غیر ضرور درون شهری و یعنی ترافیک مضاعف بنابر این به نظر می رسد با سیاستگذاری مدیریت ارشد استان و ایجاد چنین بازارچه هایی میتوان اولا با عرضه مستقیم محصولات اشاره شده قیمتها را کنترل کرد ثانیا کمک بزرگی به روان شدن ترافیک شهری نمود ثالثا با توزیع مناسب امکانات زیر ساختی شهری به مقوله مهم عدالت نیز پرداخت .

2-         جایگاههای سوخت و تعمیراتی ماشین و لوازم منزل غالبا در نقاط مرکزی یا جنوبی شهر مستقرند که این امر سبب مراجعه بسیاری از شهروندان ساکن در شهرکهای اقماری برای رفع نیازهایشان می گردد . بر این اساس اعطاء مجوز های لازم برای ساخت چنین جایگاههایی بصورت ترجیحی در شهرکهای مذکور می تواند عاملی مهم در کم کردن مراجعه و نتیجتا کمک به حل مشکل ترافیک شهری گردد.

3-         در شهرکهای پیرامون  از گلشهر ،منظریه ، اندیشه، امیرکبیر ، زیباشهر ، الهیه ،شهرآراء،علی آباد گرفته تا زیباشهر و نیک سازان و... بانکها و موسسات مالی و پولی غایبند و علیرغم نیاز مردم ساکن و توجیه اقتصادی مطلب غالبا در قسمت مرکزی شهر مستقرند که این نگاه غیر اصولی باعث آن شده که یک شهروند ساکن این شهرکهای مذکور برای حتی یک کار بانکی ساده ناجارا باید به مرکز شهر مراجعه کند و نتیجتا باعث ترافیک شهری و شلوغی بی مورد بانکها و موسسات ما لی و اعتباری واقع در این نقطه شهر و اتلاف وقت مردم و کاهش راندمان وبهره وری میگردد .لذا در قدم اول به نظر میرسد که گسترش عابر بانکها در جاهای مناسب شهرکها تازه ساخت چون پاسگاهها ،مساجد ،پایگاههای بسیج ، برخی مدارس و درمانگاهها ودر قدم دوم برسی تخصصی ایجاد شعبه و توزیع مناسب بانکها و موسسات مالی و پولی بر اساس جمعیت و جغرافیا در شورای بانکها به هدف توسعه  متوازان چنین بنگاههای خدماتی و مالی عاملی مهم در کنترل ترافیک زنجان خواهد بود.

4-         بوستانهای محلی و سالنهای ورزشی یکی از حلقه های مفقود در المانهای این شهرکهاست . برای پر کردن اوقات فراغت مردم بویژه جوانان و غنی سازی آن نیاز به طرح ضربتی ایجاد بوستان و سالن ورزشی در این جاها به شدت احساس میشود چرا که با فراموشی این مقوله مهم و اثرگذار زمینه برا بروز بزه های اجتماعی فراهم میشود . بنابر این الزامات اجتماعی ناجار میسازد مدیرت ارشد استان در یک هماهنگی فرابخشی به این نقیصه بصورت ضربتی رسدگی نموده و دراین  راستا سالن ورزشی مادران و کودکان زنجان واقع در اراضی پایین کوه که میتواند بخشی از بار مناطق نزدیک را بکشد، افتتاح –مجدد- و به بهره برداری رساند.  

5-         حمل و نقل عمومی  این شهرکها فاقد کارایی است و مردم مجبورند با انواع وام بانکی برای رفت و آمد خود خودرو شخصی تهیه نمایند . از اینرو ایجاد تاکسی رسمی و خطی  از سوی اتحادیه تاکسیرانی و تجدید نظر سازمان اتوبوسرانی شهری در نحوه و میزان وساعات خدمات دهی به شهروندان ساکن نقش مهمی در تردد کمتر ماشینهای شخصی و تک سرنشین به قسمت مرکزی شهر خواهد داشت . بر خلاف مشهور  تقلید همیشه بد نیست چه خوب است که مدیران حملو نقل درون شهری زنجان با آینده نگری از سیاستهای حمل و نقل عمومی شهر تهران تقلید و با راه اندازی خط های ویژه و سریع السیر و پیش بینی مترو بصورت شرقی – غربی و شمال – جنوب زنجان دین خود را به مردم محجوب زنجان اداء نمایند.

6-         جمعیت یکی از عوامل اصلی توسعه است و با بررسی جمعیت استان زنجان دهه اخیر عدم رشد جمعیت بویژه در قیاس با استانهای مشابه  به چشم می خورد که این امر در جای خود قابل تعلیل و تدبر میباشد ولی چند سالی است میبینیم افرادیکه در اینجا تحصیل نموده و رشد کرده و به مراتب بالای علمی و اداری و... رسیده اند نه از روی علاقه و طلب رفاه و آسایش بیشتر بلکه از سر ناچاری ومتاثر از شایعات گاه و بیگاه درست یا غلط آلودگی هوا و خاک زنجان به ماده سمی سرب و ازدیاد بیماریهای لاعلاج در سطح زنجان مهاجرت را ترجیح داده و ترک دیار می نمایند . از اینرو درجهت احترام به این دغدغه و دل مشغولی مهم خانواده های زنجانی ضروریست مسئولین و متولیان مستقیم موضوع مطروح  برای یکبار بصورت شفاف بدور از ملاحظه کاری اذهان عمومی را روشن سازند تا اینگونه شایعات تاثیر مخربی بر روان جمعی مردم نگذاشته و آنها را مستاصل نگرداند . در این راستا تامل و اقدامات دادستان و  مدیریت ارشد استان میتواند  این جعبه سیاه زنجان را  رازگشایی نموده و آرامش روحی و روانی شهروندان را مضاعف نماید.  

 

 

عیدانه

بسمه تعالی

 اول: مقارن عید راهی جاده پر پیچ وخم طارم پس از دو روز انتظار برای بازگشایی شدیم . این جاده پر رمز و راز که در 6ماه دوم سال دلهره آور و ترسناک و 6ماه اول سال قابل تحمل با مناظری زیبا البته مناسب برای شکار و تفریح و طبیعت گردی که فعلاً تنها راه ارتباطی با مرکز استان میباشد . به طارم که رسیدیم حرفهای در گوشی عیدانه بسیاری رد و بدل می شد، از نداشتن راه مطمئن و استاندارد طارم از چهار سمت بویژه زنجان، نایاب بودن کود های کشاورزی و خرید و فروش آنها با چند برابر قیمت،تا مشکل نداشتن نفت و گاز نداشتن و نیمه کاره رها نمودن نصب گاردریل های جاده آببر به هزارود ، تا انتخابات مجلس و راه نیافتن به مجلس علیرغم رای بالای طارمی ها به یکی از کاندیداهای مجلس که اصالت طارمی داشت و تحلیل های مختلف همچنین لزوم اعاده کرسی مجلس طارم که هر یک جای تامل داشت .به راستی چرا طارم با وجود استعدادهای مختلف اقلیمی و کشاورزی هنوز حتی یک کارخانه صنعتی ندارد ؟چرا محصولات کشاورزی به جای اینکه بلافاصله به بازار با قیمت ناچیز عرضه شود فرآوری نمی شود تا کشاورز حاصل دسترنج خود را خود دریافت کند ؟ نه کارخانه فرآوری و بسته بندی و نه سردخانه برای نگهداشتن محصولات متنوع کشاورزی ؟دیگر از طرح منطقه ویژه کشاورزی و ایجاد شهرک توریستی ساحلی قزل اوزن حتی در بین اذهان مسئولان خبری نیست. سر آخرنقل همه محافل و مجالس عیدی و حتی ترحیم ، همه از عدم افتتاح راه جدید البته با سن حدود 27 ساله تهم چورزق می پرسند والنهایه همه با سکوتی پر از افسوس که شاید گویا ترین فریاد برای رساندن درد دل طارمی های صبور به بالا دستی ها ی استان و کشورکه فراموشی شایسته این سرزمین مستعد و محروم نیست.آیا طارمی های مقیم در مرکز کشورو استان دیار خود را به فراموشی سپرده اند ؟یا...... دوم: درایام عید، مسافرین نوروزی قابل توجهی به استان زنجان می آیندو از اماکن تاریخی آن بازدید می نمایند. چند سالی است که ستاد نوروزی ما در این استان هم مثل سایر استانها تشکیل یافته و البته اقدامات مناسبی هم تا آنجا که مقدور بوده انجام داده ، ان شاا... برای سال ها ی آینده علاوه بر هماهنگی های معمول بین ادارات که مهمترین اقدام عملی آنها برای استقبال از بهار و مسافرت های معمول این روزهاست ، برنامه ای مدون برای ایجاد زیر ساخت های اولیه ی گردشگری در تمامی نقاط استان بویژه مناطق نمونه گردشگری چون سلطانیه ایجاد کنند تا مسافرین در زمینه ی استراحت و یا توقف چند روزه در این نوع مکانها مشکل نداشته باشند. در این خصوص از طریق یکی از دوستان نکته ای را متوجه شدم که اولش باورم نشد ولی با دیدن ته بلیط ورودی سلطانیه متوجه بی مبالاتی یا بی دقتی بهت آوری شدم. قصه ی غصه داری بود. چرا که در سلطانیه ودر استان زنجان مسافری که صد ها کیلومتر را طی نموده و شاید ته بلیطی را برای یادگاری می خواهد داشته باشد به جای نقش بستن قد رعنای گنبد سلطانیه بر روی بلیط ها عکس حافظیه شیراز نقش بسته است ،مایه تاسف است اینکه سالهای قبل هم وضع اینگونه بوده وعلیرغم تذکر برخی اهل فرهنگ استان این رویه ناصواب اصلاح نشده است. امید واریم رئیس ستاد نوروزی استان و البته مسئولین منطقه ای سلطانیه به این نقص عمده که شاید عدم دقت وهماهنگی سبب سازش بوده رسیدگی نمایند وبرای سالهای آتی این بی مبالاتی فاحش از سوی اداره میراث فرهنگی با توجیهاتی که خود می سازند و خود می پسندند ،تکرار نشود. چراکه بدتر از گناه توجیه گناه است ؟فراموش نکنیم که احترام امامزاده را اول باید متولی آن نگه دارد . سوم: روز سه شنبه 29 فروردین حدود ساعت 40/13دقیقه در محل پمپ گاز زیبا شهر که ظاهراً مالکیت آن متعلق به شهر داری زنجان است شاهد رفتارهای بسیار زشت و زننده عوامل این پمپ گاز CNG بودم که برای اطلاع برایتان نقل می کنم.راننده ماشین پژو پارسی که ظاهراً عجله نیز داشت وقتی نوبت گاز زدنش رسید که شیفت عوض می شد ولاجرم باید معطل می شد تا این کار تمام شود.مشار الیه به این امر اعتراض لفظی نمود و با کارگر مربوطه بگو مگویی کوتاه نمود در این اثناء کسی که یادداشت کننده کار کرد پمپ ها بود به وی گفت: هر جا می خواهی برو و شکایت کن. دیگری هم که از کارگران پمپ گاز بود تخت گازجلو آمد و از زدن و چسباندن به پمپ واین مسائل گفت. موضوع فصیله یافت من هم که ناظر صحنه بودم آنها را به آرامش دعوت کردم ولی نکته ای که ذهنم را به خودش جلب کرده بود تصعید سرعت رفتار های تهاجمی در شهرما زنجان است . که از اعتراض ساده مشتری به زدن و چسباندن به پمپ از سوی کارگر مربوطه می رسد ومشتری هم که اعتراض داشت بالاخره ساکت شد ومنتظر ماند ، خرما بر نخیل ودستش کوتاه واقعاً جای بررسی دارد،چرا آستانه تحریک اجتماعی و روانی مردم این قدر پایین آمده است؟در ثانی اگر این مشتری می خواست بقول آنها شکایت کند به کجا باید مراجعه می کرد ؟آیا بااین همه عجله وقت لازم را داشت ؟ دریغ از یک شماره تلفن رسیدگی به شکایات از سوی شرکت نفت یا شهرداری ؟به همین خاطر لازم است مسئولین این دو اداره فکری به حال رفتار افراد شاغل در اینگونه مراکز عمومی نمایند و حقی برای مشتری ها ی معترض قائل شوند ، نقص عمده مربوط به رفتارخارج از معمول عوامل زحمت کش پمپ گاز واز سویی آن مشتری میدانم که صبر و حوصله لازم نداشت . از اینرو بجاست مسئولین مربوطه اولاً فکری به حال زمان و مدت تعویض شیفت پمپ گاز مذکور نمایند. ثانیا با نصب شماره ی تلفن یا سامانه پیامگیری به مشتریان خود این حق و امکان را بدهند که در چنین مواردی اعتراض و شکایات خود را برای رسیدگی طرح نمایند تا با نظارت بیشتر مسئولین و آموزشهای متصدیان زمینه هر گونه درگیری لفظی و احیانا فیزیکی از بین برود.

شبكه اشراق زنجان

سيماي استاني ما كه مزين به نام اشراق مي باشد هم از لحاظ شرح لفظ به معني نوعي تابيدن و نورافشاني است هم اينكه لقب فيلسوف شهير شهر ما را نمايانگر است از اينرو اگر مردم اين ديار تقاضاي ولو بي رسم غير معمول از گردانندگان اين شبكه داشته باشند نبايد بي محابا مردود اعلام گردد چون از طرحي نامي بس بزرگ بر تارك سيماي استاني ما مي درخشد و هم اينكه باشناخت مثبتي كه از برخي كاركنان و مجريان آن وجود دارد بر آورده شدن انتظارات را دور از دسترس نمي دانند با تغيير سكان مديريت صدا و سيماي استاني انتظار اين است كه اين رسانه تاثير گذار از لاك انفعال خارج از حوادث فعالانه با مسائل اجتماعي سياسي و اقتصادي و فرهنگي استان برخورد داشته و چند صدايي حداقلي را به نمايش بگذارد . يكي از بخشهاي مهمي كه هميشه مورد توجه مردم قرار دارد بخش خبر اين شبكه است كه در اين خصوص موارد قابل تاملي وجود دارد كه بايد طرح آنها را به مجالي ديگر واگذارد. اما مطلبي كه به صراحت بايد عنوان كرد اين است كه مقوله خبر رساني يك وظيفه سازماني است كه لازم است براي تحول آن در سيماي استان طرح تازه اي افكنده شود در همين راستا نگارنده در مورخ 27/12/87 با مشاهده صف 3 كيلومتري خودروهاي منتظر براي اخذ معاينه فني در جنب اتوبان زنجان - تهران به حكم وظيفه شهروندي دوباره با واحد خبر براي خبررساني صحيح معضل بزرگ گرفتن كارت معاينه فني آنهم در يك مركز خصوصي و پس از حدود 4 ساعت صف ايستادن تماس و درخواست حضور نمودم كه متاسفانه علي رغم اظهار تمايل ، خبري از آمدن آنها و طرح مسائل و مشكلات شهروندان مظلوم و ناچار گرفتار شده نشد تا مسئولين ارشد براي رفاه حال مردم چاره جوئي نمايند. حالا قضاوت كنيد كه نقش و جايگاه مشكلات مردم در خبر شبكه اشراق كجاست؟

 

برزخ معلمي

پرده اول: او کودکي است مالامال از عشق به دين و ميهن که تمامي جهان را در چهره معلم مهربان و دلسوز خود مي بيند که از شهر به روستايش آمده، جائيکه از زرق و برق شهر خبري نيست و مملو از زيبايي انساني و طبيعي است معلمي که به سرعت در تمام روستا آقا مدير ناميده مي شود، با کلي تحسين و احترام نه ترحم که گاه نقش قاضي ، پليس ، دکتر را هم دارد . همين کافي است تا او که شاگرد اول روستاي خود است به عشق معلمي زادگاهش را ترک و پس از سالها تحصيل جانانه و فارغ التحصيل از بهترين دانشگاههاي کشور با نمرات عالي به موطن خويش باز گردد و جا پاي آقا مدير گذاشته و عنوان معلمي را يدک کشد.

پرده دوم : گذشت زمان ارزشها را جابجا کرده ، دوران عوض شده و از آن مدينه فاضله خبري نيست و برهوتي از تبعيض و نابرابري به جاي باغ سبز موعود جلوي چشمانش ظاهر مي شود اما بنيه هاي خانوادگي و اعتقادات ديني مانع از آن مي شود که کم کاري کند يا عطايش را به لقايش ببخشد پس صبورانه به اميدآينده مي‌نشيند و در برابر نگاههاي سوال برانگيز فرزندش سکوت مي کند و وقتي در برابر سوالهاي استخوان سوز مکرر او تاب نمي آورد فلسفه مي بافد و تفاوتها را به تقدير و تقصير ارجاع مي کند و فرزندش نيز از سر تحسين ، نه شايد هم ترحم او را مي نگرد و در درون او غوغايي برپاست.

پرده سوم:

اينک سوالهاي فلسفي به رياضي بدل مي شوند و او ديگر در برابر بنگاهي و مغازه دار و حتي خانواده اش هم کم مي آورد و اينجاست که به سبد تقسيم تقدير دگرساخته مي‌شورد و لب به اعتراض مي گشايد و جوياي برابري و رفع تبعيض و احياي منزلت و شکوه بر باد رفته‌اش مي شود و اينجاست که با برچسب ناچسب تهمت و افتراء و انگ خارجي گري آن هم از سوي خودي که ديگر چند سالي است ميز رياست و مکنت و جاه و کارخانه و پول غير خودي اش نموده است نوازش بهاري مي گردد.

پرده چهارم

صداي آهسته او در ميان امواج سهمگين گم مي شود و همه را مي خواند از در باغ سبز موعود خبري نيست . روزگار مي چرخد و ديگر بار روزت فرا مي رسد باز هم حرفهاي تکراري و تزئين شده باز هم نگاهها آراسته و پيراسته و خبرهاي خوش فرهنگي. البته اين بار نه يکي بلکه سه تا ، برزخي براي معلم و تو مي ماني بگريي يا بخندي. چرا که روزت هم فلسفي ترين روز دنيا است روز عزا و شهادت و البته روز علم و معلم پس مبارکباد روز و روزگارت اي معلم . ايام مي گذرد و چرخ فلک مي چرخد و تو يکباره فرزندت را مي بيني که در دنياي کودکانه خويش به عشق و مهر معلم خود نقش او را تمرين مي کند و تو با آهي از ته دل به بلنداي عمر زندگيت با التماس و بغض فروخفته او را به دور دستها فرا مي خواني تا نکند خواسته و ناخواسته به سرنوشت عبرت آموز تو گرفتار آيد و خلاصي نيابد.

 

ادبيات رسمي و غيررسمي

 

شايد بتوان ادعا نمود از زماني که انسان خط را اختراع کرد و براي بيان آرزوها وخواسته هاي خود از مرحله خط تصويري عبور و به خط رسيد همواره بيان نوشتارها و گفتارهاي مهم و کنايه آميز نيز وجودداشته که در طول تاريخ نيز دانشمنداني در حوزه ادبيات و فلسفه سعي نموده اند با وضع ساختارها و قوانيني همچون هرمونتيک از کنه بيان گفتارها و نوشتارهاي گذشتگان و يا مخاطبان آنها در جوامع مختلف آگاه شوند ولي هنگاميکه اين بحث در عصر کنوني و در کشور ايراني اسلامي در ساخت کوچه و بازار و خيابان تا ساختمان حکومتي و اداري کشور مشاهده مي شود که با گذشت زمان نيز نه تنها پير و فرتوت نشده است بلکه برفربهي آن نيز افزون مي شود خود بخود انسان را به خود جلب مي كند تا بيانديشد كه چرا در اين عصر مدرن ارتباطي چنين چيزهايي نيز به مراتب بيشتر مشاهده مي شود؟ چرا تفاوت گفتار و عمل که در طول تاريخ هم بوده است اکنون نيز به مراتب بيشتر مشاهده مي شود؟ وجود ادبيات رسمي و حکومتي و غير حکومتي نشانه چيست؟

در عالم پيچيده سياست در جهان سوم نوعي ادبيات رسمي (گفتمان حکومتي) ديده مي شود که فرسنگها با ادبيات غير رسمي (گفتمان مردمي)فاصله دارد اين شکاف موجود در بين ادبيات رسمي و غير رسمي را نمي توان انکار يا تخطئه نمود چرا که کافي است به نوع بيان و سخنراني هاي حکومتي توجه نمود که اول و آخرش سراسر مدح و ستايش عالم و آدم و از ما بهتران است و اندک باقي مانده نيز مختص مسائل و مشکلات مردم که البته چون هميشه وقت کم مي آيد و مشکلات باقي مي مانند.

اصولا فاصله گفتمان حکومتي و غير حکومتي نوعي شکاف محسوب مي شود که اگر اين شکاف از حالت غير فعال به حالت فعال درآيد آسيب زا خواهد بود به همين خاطر است.وقتي دوم خرداد در سال 1376 انواع گفتمان رايج حکومتي در برابر خود يک گفتمان غير رسمي و غير حکومتي قافيه را باخت و زخم کهنه فاصله دولت و ملت التيام يافته و ديگر فاصله بين ادبيات رسمي و غير رسمي کم شد همين امر باعث ايجاد پشتوانه محکم در عرصه هاي مختلف داخلي و بين المللي براي دولت شد.

اگر قبول داشته باشيم که ادبيات گفتاري ما انسانها از تراوشات فکري و آرزوها و خواسته هاي ما سرچشمه مي گيرد ديگر مي توان پي برد که فاصله وحشتناک گفتمان رسمي و حکومتي و غير رسمي حاکي از فاصله ديدگاهها و علايق و استراتژي هاست و به نوعي نشان از بيماري دارد که بايد جدي گرفته شود و خردمندان عرصه حکومت سعي نمايند با طرد متملقان و چاپلوسان و بها دادن به انسانهايي که صراحت لهجه و بيان دارند دست به پالايش زد و با نزديک نمودن ادبيات رسمي به ادبيات غير رسمي مانع از فعال شدن شکاف دولت و ملت گردند.

شفاعت نزد شیعه

 

  

 

پیش درآمد:

تعمیق اطلاعات دینی و مذهبی جوانان شیعه یکی از راههای مهم مقابله با  شبهات نوین علمی و عقیدتی  است که لازم است  دستگاههای مسئو ل آموزشی و فرهنگی  بدور از افراط و تفریط به آن بپردازند . امری که به لحاظ تفسیر ناصحیح  سیاست تقریب بین مذاهب و عدم وجود چالشهای فکری و عقیدتی در میان شیفتگان تشیع به لحاظ پراکندگی جغرافیایی اهل تسنن در اطراف و نوار مرزی کشور  تا حدوی مغفول مانده است .

همانطور که عموم ایرانیان به خاطر پیامهای بلند دین اسلام آنرا با آغوش باز پذیرفتند، ترکان آذربایجان هم به خاطر غنای آموزه های مذهب تشیع جعفری و همخوانی آن با منطق و فطرت پاک و برابری طلب  ترکهای ایران عاشقانه آن را گرفته و با کوششهای بی نظیری  در سراسر ایران بسط دادند  و از اینرو عمق نفوذ ائمه اطهار (ع) در جای جای زندگی آنها مشهود است که می توان به عشق و ارادت ورزی آذربایجانیها به امام علی (ع) و امام حسین (ع) اشاره نمود وگفت که شعرهای حماسی و مرثیه سرایی ترکی چون ستاره ای درخشان نشانگر عشق وافر ترکهای ایران به مکتب جعفری است .

مقدمه :

وهابیها که ادامه نحله فکری اخباریگری در جهان اسلام با تاکید بر ظواهر آیات و احادیث میباشند با بهره گیری از  بن مایه های عقیدتی احمد بن حنبل در قرن هشتم هجری تو سط ابن تیمیه احیاء و در قرن   دوازده هجری با تلاشهای محمدبن عبد الوهاب به کمک ایجاد پیوند با حکومت عربستان ضمن تسریع سقوط و تکه تکه شدن امپراطوری عثمانی ها در این شبه جزیره بصورت متمرکزی پا به عرصه نهاد. این فرقه که اتفاقا در میان اهل سنت مقبولیت چندانی ندارد با طرح پالایش شرک و بدعت از ساحت دین علنا با انکار شفاعت ، توسل ، زیارت ، شیعه را متهم به شرک و ارتداد مینمایند. گذشته از اینکه اینگونه هجومهامیتواند آلوده به اغراض سیاسی باشد، نشان سرمایه گذاری  وهابیهای متمکن برای تاثیر گذاری بر روی ذهن  جوانان شیعه است .

اصول مکتب تشیع به خاطر پیوند آن با عقل در هر زمانی برای انسانهای بیدار  قابل عرضه و دفاع است و تخطئه آن از سوی مفتیان سلفی با شعار مبارزه با بدعت و شرک که اینروزها بصورت روز افز.نی در سطح مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی مطرح میشود نابجاست . بر همین اساس ورود نویسندگان و شیفتگان مکتب جعفری به این عرصه برای رد شبهات و همچنین تعمیق عمومی معارف شیعه در سطح جامعه مفید واقع و سد راه شبه افکنان خواهد بود. این نوشتار بر آن است تا با طرح این مسایل بدانها پاسخ دهد.

 

مفهوم شفاعت:

شفاعت از ریشه شفع به معنی ( جفت) و ضم الشی الی مثله گرفته شده است و نقطه مقابل آن به معنی « و تر» یعنی تک و تنها است و سپس به ضمیمه شدن فرد برتر و قویتری برای کمک به فرد ضعیف تر اطلاق شده است در عرف هم شفاعت مربوط است به استفاده فرد از نفوذ، موقعیت خاص ، عواطف استدلال و قدرت خود تا نظر صاحب قدرتی را در مورد مجازات فردی تغییر دهد این نوع شفاعت در در بحث های دینی جایی ندارد.

مفهوم دیگر شفاعت بر محور دگر گونی و تغییر شفاعت شونده دور می زند در واقع شفاعت شونده موجباتی را فراهم سازد که از وضع نامطلوب و مستحق عقاب بیرون آمده و شایسته بخشودگی شود ودر واقع یک اصل عالی تر بیتی برای مردم افراد گناهکار و آلوده و بیداری و آگاهی است و در اسلام شفاعت ازاین نوع است در صحنه آفرینش نیز نوعی شفاعت تکوینی یعنی انضمام نیروهای قویتر طبیعت به نیروی ضعیفتری برای سیر در هدفهای سازنده وجود دارد. )تفسیر المیزان ، مرحوم علامه طباطبایی،ج 1،ص 236-240)

 

قرآن و مساله شفاعت :

بدون شک مجازاتهای الهی در قیامت جنبه انتفامی ندارد بلکه ضامن اجرا برای اطاعت از قوانین است. شفاعت درمعنای صحیحش برای حفظ تعادل و وسیله برای بازگشت گناهکاران و آلودگان و در معنی غلط آن مسب تشویق و جرأت بر گناه کردن است.

اگر کسی معنی صحیخ  آنرا نداند مثل وهابیها با استفاده از آیه" لا یقبل منها شفاعه" آنرا بکلی  انکار می کند .

 ایراد ات  مخالفان شفاعت :

1-       اعتقاد به شفاعت، روح سعی و تلاش را تضعیف می کند.

2-       اعتقاد به شفاعت،  انعکاسی  از جامعه عقب افتاده و فئودالیته است

3-       اعتقاد به شفاعت،  موجب  تشویق به گناه و رها کردن مسئولیتهاست

4-       اعتقاد به شفاعت یک نوع شرک و چند گانه پرستی است

5-       اعتقاد به شفاعت مفهومش دگرگونی احکام خدا و تغییر اراده فرمان اوست .

در قرآن حدود 30 بار پیرامون این مساله بحث شده است. گروهی از آیات آنرا بکلی نفی کرده اند مثل" انفقوا ممارزقنا کم من قبل ان یاتی یوم لابیع فیه و لا خله و لا شفاعه" ( بقره 254) و یا آیه "واتقوا یوماً لا تجزی عن  نفس شیا و لا یقبلُ منها شفا عه و لا یوخذ منها عدل و لا هم ینصرون "( بقره 48 ) این آیه خطاب به بنی اسرائیل می فرماید: از آن روز بترسید که کسی به جای دیگری مجاز ات نمی شود و نه شفاعت پذیرفته می شود و نه غرامت وپول قبول خواهد شد و نه یاری می شوند.

 نیاکان یهودیان چون پیامبر بودند آنها گمان میکردند آنها را شفاعت کنند. در این آیات  نجات مجرمان از طریق عوض مادی، پیوند دوستی، و شفاعت نفی و تنها بر  ایمان و عمل صالح تأکید شده است. و یا در مورد برخی از مجرمان آمده است." فما تنفعهم شفاعه الشافعین ( مدثر 48) شفاعت شفاعت کنندگان سودی به حال آنها ندارد.

گروه دوم: آیاتی که شفاعت را منحصراً در اختیار خدا می داند " مالکم من دونه من ولی و لا شفیع " ( سجده 4) غیز از خدا ولی و شفیع نداریم. یا آیه "قل لله  الشفاعه جمیعاً" ( زمر، 44) همه شفاعتها مخصوص خداست .

گروه سوم آیاتی که شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا می داند " من ذا الذی تشفع عنده الا بأذنه" ( بقره255) چه کسی می تواند جز به اذن خدا شفاعت نماید. یا آیه" لا تنفع الشفاعه عنده الا لمن اذن  له ( سباء 23) شفاعت جز برای کسانیکه خداوند اجازه دهد ، سودی ندارد.

گروه چهارم آیات که برای شفاعت شونده شرایطی را بیان می کند گاهی ، شرط رضایت و خشنودی خدا است " و لا یشفعون الا لمن ارتضی " ( انبیاء ،28) و گاه گرفتن عهد و پیمان یعنی ایمان به خدا و پیامبران نزد خدا معرفی می کند « لا یملکون الشفاعه الا من اتخذ عنده الرحمن عهدا "ً .( مریم ،87)

و گاهی هم شفاعت برای ظالمان و مجرمان را سلب می کند « ما للظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع" ( غافر ، 18)

همانطور که در عرف در موضوع شفاعت سه ضلع موجود است  یعنی شخص شفاعت شونده، شفاعت کننده و موضوع شفاعت  مطرح است. در شفاعت دین نیز چنین چیزی متصور است. شفاعت برای ظالمان نیست بلکه برای مجرمان و گناهکارانی است که نادم و پشیمانند و در مسیر اصلاح و جبرانند و شفاعت پشتوانه ای برای توبه و اصلاح آنها خواهد بود.

در تفسیر برهان از امام کاظم ( ع) از علی ( ع) نقل شده که از پیامبر ( ص) شنیدم" شفاعتی لاهل الکبار من امتی"  شفاعت من برای مرتکبین گناهالن کبیره است.

راوی از امام کاظم ( ع) می پرسد چگونه شفاعت برای مرتکبین گناهان کبیره ممکن است در حالیکه اینها به مقام ارتضاء و خشنودی خدا که شرط شفاعت است نرسیده اند.

امام فرمود: هر فرد با ایمانی که مرتکب گناهی می شود طبعاً پشیمان خواهد شد. و پیامبر (ص) فرمود پشیمان از گناه توبه است و کسی که پشیمان نگردد مؤمن واقعی نیست و شفاعت برای او نخواهد بود و عمل او ظلم است و خداوندمی فرماید ظالمان دوست و شفاعت کننده ای نخواهند داشت. باز از امام صادق (ع) حدیث است که در روز قیامت خداوند عالم و عابد را بر می انگیزد به عابد می گوید تنها به سوی بهشت برو و لی به عالم می گوید برای مردمی که تربیت کردی شفاعت کن.

و عیدیه – آنان که مرتکبین کبائر را برای همیشه در جهنم می دانند – معتقد ند که شفاعت اثری در زمینه  زدودن آثار گناه ندارد بلکه تاثیر آن تنها در پییشرفت و تکامل معنوی و افزایش ثواب است. در حالیکه تفضیلیه – آنانکه اعتقاد به همیشه ماندن مرتکبین کبائی در جهنم ندارند- معتقد شفاعت در زمینه گناهکاران است و اثرش هم در  سقوط مجازات و کیفر است. ولی خواجه طوسی در کتاب تجرید الاعتقادش هر دو قول را حق می داند و علامه حلی در توضیح عبارت خواجه در کتاب کشف المراد شواهدی بر آن آورده است.

 

فلسفه شفاعت :

 

مبارزه با یأس و نومیدی و باز کردن روزبه امید فلسفه اصلی شفاعت است چون گناهکار و مجرم اگر تمام راههارا  بر روی خود بسته ببیند هیچ تلاشی برای رهایی از آن انجام نمی دهد و روز بروز در منجلاب گناه می رود. ولی داشتن روزنه امید به شفاعت و بخشش او را امیدوار می کند تا دست از گناه بر دارد و گذشته را جبران کند کما اینکه در قوانین بشری نیز این امر دیده می شود.

شفاعت و توحید :

گروهی که تفکر مادی دارند شفاعت را عامل تخدیر و عدم تلاش و کوشش انسان تعبیر کرده اند گروهی دیگر که غالباً دارای افراط در تفکر مذهبی هستند همانند  وهابیون اعتقاد به آن را نوعی شرک و کفر دانشته و چنان بر آن تمرکز کردند که در سال 1344 فقهای آنها در مدینه فتوای انهدام قبور بزرگان اسلام را در حجاز دارند.پیروان محمدبن عبد الوهاب که عموماً قشری مذهب ، متعصب و خشن هستند مبارزه خود را با بحث شفاعت ، زیارت و توسل شروع کردند ابنها می گویند هیچکس حق ندارد حتی از حضرت محمد ( ص) شفاعت بطلید و بگوید " یا محمد اشفع لی عندالله" زیرا خداوند می فرماید ان المساجد فلاتدعومع الله احداً " محمد بن الوهاب در رساله کشف الشبهات آورده که اگر کسی شفاعت پیامبر را نیز با اذن خدا بداند چه اشکالی دارد می گوید خدا شفاعت را نهی کرده و از طرفی فرشتگان و اولیاء الله هم این مقام را دارند  پس نمی توانیم شفاعت بجوییم چون در آن صورت پرستش و عبادت بندگان صالح را نمودیم.

 او چهار قاعده برای رهایی از شرک آورده و شفاعت را نوعی بت پرستی دانسته که سر انجام هم شیخ سلیمان ابن لحمان معتقدین به شفاعت را مشرک و کافر دانسته و خون و مال آنهارا مباح می کند.اما باید گفت که نه تنها توسل و طلب شفاعت از پیامبر (ص)و ائمه علیهم السلام رنگ شرک و بت پرستی ندارد بلکه رنگ و بوی بندگی نیز می دهد چرا که توسل و طلب شفاعت به این بزرگواران بالاصا له و بالاستقلال نیست و انسان متوسل به خوبی معنای عمیق  "لا موثر فی الوجود الا الله" را میداند و می فهمد که تمام مخلوقات در وجود وابسته و به عبارت رساتر عین ربط به خالقند و نمی توان حتی یک لحظه تصور نمود که وجودات عالم بصورت استقلالی موجود شوند.

در مکتب تشیع زیارت قبور متبرکه و توسل و طلب شفاعت نیز از این جنس بوده زیرا این بزرگواران به لحاظ توفیق الهی و شدت تربیت و ایمان و برگزیده شدن از سوی حق تعالی نفوسشان آنقدر مهذب و به مراتب بالا صعود نمودهاند که می توانند شفیع انسانهای گرفتار شده و توان دخل و تصرف در عالم مادی را هم پیدا نمودهاند و همه اینها به کرم و فضل الهی و تاییدات حضرت حق است .

 

 عوامل شفاعت قبل از قیامت عبارتند از توبه، ایمان به رسول الله(ص)، عمل صالح ، قرآن کریم، هر مکان و چیزی که با عمل صالح ارتباطی دارند، مسا جد واماکن متبرکه و ایام شریفه ، ملائکه، مومنان که برای خود و برادران مؤمن خود  استغفار می کنند. وشفاعت در روز قیامت توسط  انبیاء ، ملائکه، شهدا،انجام و  در آخرین موقف از موافقت قیامت بکار می رود. و گناهکار بوسیله شفاعت مشمول آمرزش شده و اصلاً داخل آتش نمی شود یا آنکه بعد از داخل شدن در آن نجات پیدا می کند.

 در امالی شیخ صدوق از حسین بن خالد از حضرت رضا (ع)از امیر المؤمنین روایت کرده که رسول الله (ص) فرمود : کسی که به حوض من ایمان ندانسته باشد خداوند او را در حوضم وارد نکند، و کسیکه به شفاعت من ایمان نداشته باشد، خداوند او  را به شفاعتم نایل نسازد آنگاه فرمود: شفاعت من مخصوص کسانی از امت من است که مرتکب گناهان کبیره شدند. و باز در تفسیر آیه " عسی ان یبیعتک ربک مقامأ محمودا"این مقام محمود را  مقام شفاعت تفسیر کرده اند.

 در حدیث دیگری آمده " احدی از اولین و آخرین نیست که محتاج شفاعت محمد (ص) است .(کشف المراد فی شرح التجرید الاعتقاد، علامه حلی ،ص 416)

 خواجه طوسی شفاعت را به خاطر ازدیاد منافع دانسته و آیاتی را که شفاعت را مردود می دانند تاویل نموده که شفاعت شامل حال کفار نمی شود.(شرح کشف المراد ، علی محمدی ،ص 567) حقیقت شفاعت عبارت از واسطه شدن در جهت ایصال منفعتی و یا دفع ضرری از کسانیکه لایق شفاعت هستند در خصوص اصل شفاعت با استناد به آیه 79 سوره بنی اسرائیل "عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا "مقام محمود مقام شفاعت تفسیر و بر اساس حدیث مشهوری از  رسول الله که می فرماید:" ادخرت شفاعتی لاهل الکبائر من امتی مسلم دانسته اند. اما وعیدیه که در مسائل اعتقادی سختگیرند شفاعت را مخصوص مؤمنین دانسته اند نه گناهکاران و فاسقان و برای اثبات نظر خود از آیاتی چون « ما للظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع"و"و ما للظالمین من انصار "اسفاده کرده ا ند.

گروهی دیگر که به تفصیله معروفند و بنا را بر آسان گیری دارند شفاعت پیامبر و ائمه (ع) را مال فاسقان امت که با ایمان ولی با گناهان از دنیا رفته اند می دانند  و صحیح آن است که شفاعت بر هر دو معنا یعنی زیادی منافع و اسقاط مضار بکار می رود . (محاضرات فی الهیات ،آیت ا... سبحانی ،ص454)

اصل شفاعت یک اصل شرعی و  اسلامی است و آیات متعددی بر آن دلالت می کند گرچه با قید های مختلفی بر اصل شفاعت آنرا محدود نموده است . از نظر حدیث رسول الله (ص) فرموده:« لکل نبی دعوه مستجابه ، فتعجل کل نبی دعوته، و انی اختبات  دعوتی شفاعه لامتی و هی نائله من مات منهم لا یشرک بالله شیا  "و علی (ع) فرمود: "ثلاثه یشفعون الی اله عزوجل فیشفعون : الانبیاء ثم العلماء ثم الشهداء" سه گروهند که نزد خدای عز و جل شفاعت می کنند انبیا ء بعد علما ء و سپس شهدا ء بنابراین اصل وجود شفاعت یک اصل اسلامی و دینی است . اما شفاعت بصورت مطلق نیست بلکه محدود است و باید علاقه بندگی انسان قطع نشده باشد تا با شفاعت روحیه بندگی او تقویت شود.و غرض از شفاعت همانند غرض از توبه است تا بنده از رحمت خدا مایوس نشده و دوبار رو به سوی او کند و از انجام گناهان پرهیز کند.

 و در احادیث نبوی آمده است  شفاعت شامل حال مشرک، ناصبی، سبک شمارنده نماز، و منکرین شفاعت نبی مکرم اسلام (ص) نمی گردد.

گروه معتزلی شفاعت را تنها به زیادی ثواب و بالا رفتن درجه انسان که مختص اهل طاعت است ، می داند. ابن تیمیه و محمدبن عبد الواهب طلب شفاعت از اولیاء الله را جایز نمی دانند و آنرا از اقسام شرک و نوعی بت پرستی دانسته اند و آنرا رد کرده اند.

 گفته اند که معیار باطن است نه ظاهر چنانکه سعی بین صفا و مروه و طواف که در زبان جاهلیت نیز مرسوم بود در آن صورت شرک خواهد بود. و نیز وهابی ها دعا و طلب شفاعت را از مرده گان هم ممنوع کردند در حالیکه دعا یعنی خواستن از کسانیکه به خدا نزدیک تر ند نه به استقلال بلکه با عباد ت و بندگی و از طرفی از جسم مرده گان که طلب دعاو شفاعت نمی کنند بلکه از روح اولیاء وشهداء که بر اساس نص آیات قران زنده هستند طلب شفاعت و دعا می کنند. اصولاً دعا و توسل به اولیاء وائمه (ع) توسل یالاصاله نیست بلکه به معنی توسل به انسانهایی است که بخاطر اوج بندگی و تهذیب نفس به مرتبه ای از قرب الهی رسیده اند که می توانند در نظام علی و معمولی خلقت به اذن خداوند تاثیر گذار شوند، چرا که نزد در گاه کبریای خداوند دارای وچهه و مقام بلندی هستند که دعا و تقاضایشان بی پاسخ نمی ماند با این لحاظ که  این دعا و تقاضا نه برای خود ،بلکه برای دیگران آنهم جهت استحکام حلقه های بندگی از طریق شفاعت برای بر آوردن جاجات و یا آمرزش گناهان است  تا ارتباط بندگی مستحکم شود.

 

طارم و سفر دوم آقای احمدی نژاد به استان زنجان

 

 

 

 

پیش در آمد: شهرستان طارم با وسعتی معادل 2235کیلومتر مربع با 115 روستا و آبادی در دو طرف رود پر برکت قزل اوزن محصور بین کوههای بلند جنوبی و شمالی دارای آب و هوای معتدل مدیترانه است که استعداد های اقلیمی و انسانی خدادادی زیادی برای توسعه و پیشرفت دارد که علی رغم اقدامات قابل قبول دولتها پس از انقلاب شکوهمند اسلامی به خاطر وضعیت خاص جغرافیایی و حاصلخیزی زمینهای آن مورد طمع و ستم خان ها و فئودالهای ،در قبل از انقلاب اسلامی قرار گفته که همین امر باعث عقب ماندگی و ستم مضاعف شده که پس از گذشت دهه ها از آن هنوز زخم و آثار خوانین در منطقه ساکن مانده است . بر این اساس با عنایت به پتانسیل های انسانی، آب و هوا، حاصلخیزی خاک، رودخانه قزل اوزن و ... هنوز با جایگاه بایسته و شایسته خود فاصله زیادی دارد این نوشتار بر آن است تا ضمن شکافتن مشکلات موجود راهکارهایی را برای مدیران و مسئولان و کسانیکه دل در گرو

عمران و آبادانی و پیشرفت طارم دارند ارائه نماید گر چه ممکن است در نظر اول برخی از آنها ایده آلیستی تصور شود ولی با کمی مدّاقه و شناخت روح پر تلاش و سختکوش طارمیها و امکانات عظیم خدادادی آن واقعی و قابل دسترس خواهند بود.

تعلیل موضوع :

طارم علی رغم داشتن انسانهایی امیدوار، خونگرم و آب و هوایی و اقلیم مناسب، چون مدتهای مدیدی تحت تسلط خوانین ریز و درشت قرار داشته و از طرفی بعلت نبود راه مناسب بین مرکز استان و منطقه، مورد ظلم و ستم و بی مهری قرار گرفته و زمینهای آباد و حاصلخیز آن در تیول ملاکین بوده و منافع آنها نیز ایجاب می کرد که مردم این سامان بی سواد ونیازمند باقی بمانند و همیشه تحت فرمان و منقاد باشند تا براحتی مورد استثمار قرار گیرند. مبارزات جسته و گریخته برخی از خرده مالکان، اشخاص جسور و سید و روحانی در طارم اولا نشانگر ظلم و ستم خوانین به پشتوانه ژاندارمهای طماع و گوش به فرمان بود و از سوی دیگر نشانگر شجاعت ، جسارت و تلاش مردمان این دیار برای دسترسی به وضعیت مطلوب و بهتر که نمونه هایی از آن را هنوز افراد میانسال طارمی در اذهان خود دارند. از اینرو آب و هوا و حاصلخیزی خاک این خطه نعمتی بود که از سوی خانهای استثمار گر به نقمت تبدیل شده بود تا با پول و قدرت خود جلوی پیشرفت طارم را در بعد نرم افزاری چون سطح سواد، بهداشت، تعاملات انسانی برون منطقه ای و در بُعد سخت افزاری چون راه معدن، کارخانه و صنایع بگیرند تا منافع خود را تضمین نمایند این تفکر به یک ایدئولوژی خبیث خانخانی تبدیل و تقریباً اکثریت قریب به اتفاق خوانین را با خود همراه ساخته بود گر چه می توان بندرت خلاف این موضوع را یافت ولی بر اساس اصل فلسفی « النادر کالعدم» اینان تاثیری بر اوضاع نداشتند نقل است که جاده طارم زنجان فعلی که تا چند سال پیش خاکی بود خانی از جنس آنهایی که گفته شد برای تفریح و سهولت شکار در کوههای زنجان نقشه آنرا به این سو آن سو و پیچ در پیچ کشید

  بی آنکه از نقشه اصلی تبعیت کند و زمانیکه قراربود ناظر اصلی آن را بازدید و تایید نماید پس از پذیرایی کامل در گیلوان با لالایی ماشین به خواب می رود و در سه راهی بناب بیدار می شود و اطرافیان جاده را چون سه راه مذکور صاف و هموار اعلام می کنند و آن ناظر بی خبر از همه چیز با دیدن جاده صاف و هموار اطراف بناب آنرا تایید می کند. صرفنظر از ارزش گذاری این نقل باید گفت نتیجه همان است که در نقل آمده و راه مخوف طارم زنجان در این مدت عزیزان زیادی را در کام خود کشیده و خانواده های زیادی را داغدار نموده است. اینک که انسان فضا را تسخیر نموده، طارمیها محروم از یک راه مطمئن همچنان گوش به وعده شیرین و رویایی آماده شدن راه تهم – چورزق می سپارند تا کی تعبیر شود. آنچنان که گذشت خوانین زالو صفت ، نبود راه مناسب، و پائین بودن نرخ باسوادی،و عدم استقلال اداری و انتخاباتی از عمده دلایل عقب ماندگی طارم محسوب می شوند اگر چه با پیروزی انقلاب اسلامی و قطع نوار قرمز رنگ خانخانی، یکی از عمده ترین دلایل عقب ماندگی مرتفع شد. اما علی رغم تلاش قابل توجه بعد از انقلاب، زخم های بجای مانده از گذشته التیام کامل نیافته و عوامل دیگری نیز در این عرصه خودنمایی می کنند.

راهکارهای پیشنهادی:

الف : راه

1-        تخصیص اعتبار لازم از محل ردیف ملی به راه تهم – چورزق طارم و تسریع در اتمام آن با توجه به سالهای طولانی انتظار مردم برای تکمیل و افتتاح آن

 2- اصلاح ، بهسازی و تغییر مسیر راه بناب –گیلوان که در واقع شرق طارم را به مرکز استان متصل مورد استفاده خودرو های عبوری از زنجان به رشت نیز می باشد .

3-   سالهاست که راه طارم به خلخال از سمت غرب طارم مورد مطالعه و تا حدودی مورد اقدام  قرار گرفته است که متاسفانه پیشرفت نداشته و غیر قابل استفاده است بر این اساس برای اتصال طارم به خلخال و اردبیل و شکستن بن بست آن تکمیل این راه ،مهم و حیاتی است

4-   یکی از مهمترین علل عدم سرمایه گذاری در شهرستان طارم، نبود راه مناسب و واقع شدن در بن بست ارتباطی است برای این مهم اولاً راههای آب بر به شمال ( فومن - شفت) و درام به نوکیان و ماسوله راهگشاست لذا باید ضمن تخصیص اعتبار لازم، زمان بندی مشخص برای بهره برداری توسط ادارات و پیمانکاران ذیربط ارائه شود.

ثانیاً طارم احتیاج به احداث راه آهن از طریق قزوین، لوشان، طارم و اتصال آن به خلخال و اردبیل دارد تا ضمن خروج شهرستان از بن بست به راههای بین المللی نیز دسترسی آسانی پیدا کند.

ب) آموزشی و انسانی

1- صدور مجوز برای راه اندازی و توسعه آموزش عالی ( ملی – آزاد – پیام نور ، جامع کاربردی) بویژه در رشته های متناسب با پتانسیل های منطقه چون کشاورزی – صنایع تبدیلی و مکمل کشاورزی ، شیلات، توریسم 

2- اجرای سیاستهای تشویقی خاص برای کسانیکه تحصیلات عالیه و فنی دارند تا ضمن ماندگاری نیروهای بومی در منطقه  نیروهای دیگری نیز از خارج از شهرستان جذب شوند.

ج: کشاورزی و دامداری

1- با توجه به مزیت چهار فصل بودن طارم و خاک وهوای مناسب شاه کلید پیشرفت و بهترین راه توسعه و تولید محصولات کشاورزی این است که هیأت دولت شهرستان طارم را منطقه ویژه کشاورزی اعلام کند این اتفاق نه تنها کشاورزی شهرستان را مدرن و متحول خواهد نمود بلکه باعث جذب سرمایه های خصوصی و دولتی وآبادانی ، رفاه و آسایش برای مردمانش خواهد بود.

2- مهار آبهای رودخانه های روستاهای دامنه کوههای شمالی و جنوبی چون مامالان، آب بر، هزاررود، درام، و نی سر، سانسیز، ارشت، انزر با سد سازیهای کوچک چرا که تقریباً نیمی از سال آب آنها به قزل اوزن و سر انجام به سد منجیل می ریزند.

3- هدایت کشاورزان از سوی ادارات جهاد کشاورزی و بازرگانی  به کاشت محصولات که بازار داخلی و خارجی مناسبی دارند و کمک به ایجاد صنایع مکمل و تبدیلی کشاورزی جهت نگهداری طولانی محصولات کشاورزی منطقه و فروش آنها در داخل و خارج کشور.

4- ساحل سازی در اطراف روستاهای دو طرف قزل اوزن که حاصلخیزترین زمین ها کشاورزی را دارا بوده و به کشت برنج اختصاص دارند و در معرض سیل و تخریب مدام قرار داشته و بعلت هزینه های بسیار سنگین ساحل سازی، مهارقزل اوزن از سوی  کشاورزان به هیچ وجه امکان پذیر نمی باشد.

5- با توجه به آب و هوا و خاک مناسب طارم برای توسعه کشت زیتون و نیاز کشور به روغن زیتون و از طرفی کمبود زمین های مسطح ، ایجاد یک شرکت تخصصی مادر برای داشتن تکنولوژی و آبیاری هوایی همچون هلی کوپتر آبپاش و اختصاص دامنه کوهها و کوهپایه ها به امر کشت زیتون می تواند ضمن افزایش سطح و مقدار تولید زیتون و روغن زیتون به امر اشتغال و در آمد مردم کمک نماید. گر چه این موضوع با پذیرش مفاد بند 1 فوق الذکر از سوی هیئت دولت قابل دسترس خواهد بود .

6- با توجه به تغییر الگوی زندگی مردم گسترش دامداریهای نیمه صنعتی و صنعتی و اعطاء تسهیلات برای خرید دامهای سبک و سنگین از سوی جهاد کشاورزی و راه اندازی کارخانه شیر پاستوریزه می تواند عامل مهمی برای افزایش در آمد مردم باشد. ضمن آنکه طارم استعداد خوبی در زمینه شیلات و آبزی پروری چون ماهی و میگو دارد و لازم است این موضوع مورد مطالعه و هدف گذاری قرار گیرد. 

د) معدن:

1-  متاسفانه در بخش معدن نه تنها اهالی که اهل فن هم اطلاعات کمی از پتانسیل های معدنی طارم دارند و در خصوص منایع زیر زمینی آن مطالعات تخصصی مناسبی صورت نپذیرفته و با توجه به اقتضائات طبیعی آن باید سرمایه گذاری مناسبی جهت مطالعات و اکتشافات تخصصی نفت و گاز، طلا و اورانیوم نموده و اطلاعات آن را در دسترس علاقمندان گذاشت تا بدین وسیله اشتغال و در آمدزایی لازم به عمل آید. 

ه: عمرانی و گردشگری

1- اکثر روستاهای طارم از کمبود آب آشامیدنی رنج می برند و تأمین آب شرب نیاز به اعتبار زیادی دارد که استان توان آنرا ندارد از این رو توجه ویژه مدیران مرکز نشین را می طلبد.

2- گویا در طارم آثاری پیدا شده که سابقه تمدن آنرا تا هفت هزار سال تخمین زده اند از اینرو وجود آتشکده ها ی تشویر... غارهای خرمنسر، هزار رود ... قلعه های باستانی و امامزاده های متعدد به همراه سر سبزی با غاتش عامل مهمی برای جذب گردشگری داخلی و خارجی است و این زمانی ثمرخواهد داد که دولت برنامه ویژه ای را برای سرمایه گذاری در این صنعت طراحی کند از آن جمله ساخت پلاژهای ساحلی در اطراف قزل اوزن ، ایجاد تله کابین برقی مابین کوههای سر بر فلک کشیده شمالی و جنوبی و ساخت اقامتگاههای بهداشتی و مناسب می تواند چهره این منطقه رابکلی دگرگون سازد .

3- ایجاد مرکز تحقیقات و داروسازی گیاهی درطارم با عنایت به این که این منطقه در ناحیه کوههای شمالی و جنوبی دارای ذخایر قابل توجهی  از انواع گیاهان دارویی و کمیاب است و بتدریج گرایشی مثبت در بین مردم و پزشکان برای استفاده از داروهای گیاهی نمودار شده است و در آینده نیز این گرایش بیشتر خواهد شد.

4-روستاهای طارم غالباً در مسیر رودخانه های کوچک و بزرگ واقع و این امر باعث افزایش خطر سیل، و دلهره اهالی را بدنبال آورده است. از اینرو برای جلوگیری از هر گونه فاجعه  انسانی ناشی از سیل، ضرورت مطالعه علمی این موضوع بسیار مهم است تا پس از بررسی و مطالعه نسبت به اجرای سیل بند در روستاهای پر خطر اقدام گردد.

 

و) اداری و خدماتی:

1- شهرستان طارم سالهای قبل از انقلاب دارای کرسی مستقل در مجلس بوده ولی پس از انقلاب با انتزاع  بخشی از روستاها والحاق آنها به طارم سفلی و زنجان کرسی خود را از دست داد و علی رغم تلاش و خواست مردم هنوز اعاده نشده است از این رو اعاده کرسی مجلس طارم یکی از مهمترین خواستهای مردم و از اصلی ترین راههای توسعه و پیشرفت طارم محسوب می شود و این امر به خاطر منافع نمایندگان منتخب هیچ وقت محقق نخواهد شد مگر آنکه شخصی از طارم رأی بیاورد که با توجه به تناسب جمعیتی ناموزون زنجان  طارم تقریباً محال است و تنها راه باقی مانده اراده عالیه دولت است که می تواند حق دیرینه این مردم را احقاق کند.

2- شهرستان طارم با پتانسیل های کم نظیر خدادادی ، ساختار اداری مناسبی می طلبد تا مدیران با اختیارات مناسب ، قدرت و جسارت تغییر و تحول را داشته و از فکر ها و اقدام های بزرگ نهراسند بر این اساس ارتقاء فرمانداری به سطح معاونت استاندار و ادارات دیگر به سطح معاونت ادارات کل و همچنین ثبات مدیریت شهرستان و استفاده از نیروهای خلاق و علاقمند بومی می تواند تأثیر سریع و مهمی در پیشرفت شهرستان ایفاء نماید .

3- استقرار ادارات صنایع و معادن، کار و امور اجتماعی و بانکهای تجاری و تخصصی می تواند از طرفی مانع رفت و آمدهای اهالی به مرکز استان با توجه به خطرات فراوان راه نامناسب و پرپیج و خم طارم شود و از سویی به رشد و توسعه صنعت ، معدن و اشتغال تحرک می بخشد.

4- گاز رسانی به طارم از مسیر منجیل کوتاهترو کم هزینه خواهد بود. این در حالی است که اخیراً، مسئولین مسیر تهم به طارم را طرح کرده اند. این مسیر علاوه بر صعب العبور و سردسیر بودن، احتمال قطعی نیز در اوج سرما دارد و از طرفی مردم نگران هستند که به سر نوشت جاده تهم – طارم دچار شود از اینرو تقاضای تجدید نظر، دقت و سرعت بیشتر در امر گاز رسانی به روستاهای طارم را دارند .