انتخابات شورا ی اسلامی شهر زنجان

داشتن پسوند اسلامی در انتخابات ، بیانگر جهت مطلوب اما مفقود عرصه انتخابات است .آنانکه دغدغه سیطره اخلاق اسلامی و انسانی بر زوایای پیدا و پنهان جامعه را دارند، نیک آگاهند که برای تصاحب رای خلق الله چه وعده های توخالی و عوام فریب سر داده شد و چه هزینه های هنگفت تبلیغاتی دور از شان انسانی از طرف برخی از سر مستان مفتون به ویروس قدرت با شعارهای وطنی تا عربی و اسلامی و جهانی فارغ البال خرج شد.

البته ذائقه مردم نیز عوض شده و بیشتر مقصد های نزدیک را میجویند. محسوسات را گیراتر از معقولات معطوف به آینده ارزیابی میکنند واین نیز زنگ خطری برای نخبگان شهر است که همچنان ترجمان مناسبی برای افکار و عقاید خود به زبان عامه مردم نیافته اند .تحلیل سمت و سو و نتایج انتخابات شورای اسلامی شهر زنجان در فرصتی دیگر انجام خواهد شد .

گذشته از این که خیلی دیر وارد انتخابات شدم و فرصت بسیج پتانسیلهای موجود را پیدا نکردم به لحاظ هزینه نیز با حداقل وارد عرصه شدم و دوستان ستاد و یاران همگی بر اساس اعتقاد و اخلاق انسانی همکاری نمودند و این فرصت مغتنمی برایم پدید آورد تا اهل معرفت و عمل را از اهل تظاهر و حرف باز شناسم تا آینده را بر واقعیت استوار سازم .

و اینک بر خودم لازم میدانم از تمام گروهها و احزاب اصلاح طلب استان ، شخصیتها و جمعتها ،مجامع ، اساتید ، فرهنگیان ،دانشجویان و دانش آموزان و ... که تنها بر اساس اعتقاد و اندیشه، اینجانب را مرهون کمکهای خود  قرار دادند صمیمانه سپاسگزاری نمایم .

به رای مردم وفادار خواهم ماند.

 

یا فتاح

 

 

پس از ماهها جلسه ، بحث و تحلیل شرایط موجود و دورنمای وضعیت داخلی و وخارجی کشور ،و استان زنجان همه جریانهای فکری سیاسی معتقد به خط مشی اصلاحات درون زا یک صدا حضور پر نشاط و موثر در سومین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا را بر گزیدند .

چرا که اصل شورا یک اصل دینی است که بطور مکرر مورد توصیه قران ،پیامبر اسلام (ص) واِیمه اطهار علیهم السلام قرار گرفته است .

چرا که این اصل مترقی و معطل قانون اساسی به دست  خاتمی عزیز و دوستان دوم خردادی به اجرا درآمد ودر واقع یادگار بی بدیل دوره اصلاحات است .

چرا که شوراها مصداق حضور مردم در عرصه اجتماعی و سیاسی و مشخصه بارز تعمیق مردمسالاری در میان بطن جامعه است .و تاریخ صد ساله زنجان  گواه خوبی است برای حضور موثر توده های مردم در این دیار آزادیخواه و آزاد اندیش، سرزمین ضد سلطه و زور ، دیار خط شکنان و غواصان شجاع و پیشقراولان مشروطه خواهی و انقلاب اسلامی ، مهد عالمان و فیلسوفان و عارفان واصل به حقیقت ، واینک وقت انتخاب فرا رسیده تا با تدبیر وآینده نگری رندان و  سالوسان ، اربابان مثلث شوم زر و زور و تزویر، پاسخ معنادار مردم زنجان را در روز 24 آذر 85 دریافت نمایند.

آموزش و پرورش روزآمد

بسمه تعالي
مقدمه:
پيشرفت تحصيلي دانش آموزان يك فرآيند چند ضلعي است كه به عواملي چون محيط آموزشي ، وسايل كمك آموزشي، دبيران، شرايط روحي و رواني ، جو عمومي‌محل زندگي مدرسه و كلاس ، و .... بستگي دارد. از اين رو براي مقابله با افت تحصيلي آموزشي دانش آموزان ونتيجتاً ارتقاء كيفيت آموزشي لزوم شناخت اين عوامل وبرخورد شجاعانه با آنها امري ضروري است عده اي به علت ديد كل گرايانه و روحيه تمركز گرايي، حل مشكلات آموزش و پرورش را در يك نگاه كلي و سانتراليستي جستجو مي‌كنند و بر اين اساس از اصلاح جزئي در كل سيستم و بهينه سازي روشها و روندها غفلت مي‌ورزند كه اين رويكرد علاوه بر تحميل هزينه هاي گزاف مادي ، به نتايج ملموسي نيز نايل نمي‌شود.
لذا دور شدن از رويكرد تمركز گرايانه وحركت به سمت اصلاح اجزاء سيستم آموزشي مي‌تواند عامل مهمي‌براي افزايش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان و بهبود وضعيت تعليم و تربيت گردد.
موضوع:
با بررسي افت سطح آموزشي كه لزوماً به معناي مردودي وتكرار پايه نمي‌باشد و همچنين عدم پيشرفت مناسب سطوح اخلاقي دانش آموزان به عوامل برون سيستم خوب محيط خانواده، شهر، محله، جو عمومي‌حاكم بر آنها ، مسائل اقتصادي ، ارزش اجتماعي ، كاركردهاي ساير مراكز علمي، فرهنگي و رسانه اي بر مي‌خوريم كه خارج از كنترل مسئولان آموزش و پرورش مي‌باشد و اصلاح و تاثير گذاري بر آنها يك امر طولاني وفرابخشي است ولي برخي ديگر از عوامل درون سيستمي‌است كه مي‌توان با اصلاح نگرش ها و روندها و جابجايي اجزاء سيستم به هدف والاي تعليم و تربيت نزديكتر شد.
مي‌دانيم كه از مهمترين اين عوامل درون سيستمي‌يعني مثلث دانش آموز، دبير و محيط آموزشي است كه اتفاقاً تحت تسلط آموزش و پرورش بوده واگر اين مثلث با ديد آسيب شناسانه و روز آمد مورد بررسي ،اصلاح و تنقيح قرار گيرد ثمرات ملموسي براي دستگاه تعليم و تربيت به دنبال خواهند آورد.
و باز مي‌دانيم كه در علم روانشناسي مطالعات انجام شده بر روي رضايت شغلي افراد وتاثير آن بر كارآيي و افزايش راندمان سيستم، نشانگر يك ارتباط مستقيم است.
انساني كه داراي ميل فطري آزادي است براي اختيار و آزاي خود اهميت مضاعفي قائل است براين اساس هر نيرويي كه در مقابل اراده آزاد افراد قرار گيرد و او را تحت سيطره خود قرار دهد و به نوعي اجبار نمايد موقتي بوده و قابل دوام نخواهد بود. يك قاعده فلسفي در اين باره مي‌گويد: (القسري لا يدوم دائما) هر چيزي كه قسري واجباري باشد دوام نخواهد داشت. بر اين اساس دانش آموزي كه مردود شده است از نظر روحي و رواني آمادگي نشستن بر سر كلاس را ندارد چون كه برايش تكراري بوده و تداعي اجبار را دارد و در بهترين شرايط با اكراه وعدم تمايل دروني تن به اين كار مي‌دهد لذا عقده ها را، بد خلقي ها را وشيطنت هاي دانش آموزي شروع مي‌شود و اگر در يك كلاس 35 نفري تعداد مردودي ها زياد باشد جوعمومي‌كلاس نيز آلوده ومسموم مي‌گردد و در چنين كلاسهايي عملاً جو غالب و حاكم، نه درس و تعليم وتربيت، كه رفاقت و شيطنت و ماجراجوئي هاي نوجواني و جواني است. از طرفي دبير نيز انرژي فراواني را بايد براي برقراري نظم و انضباط كلاس كه پله اول تعليم وتربيت است مصرف نمايد لذا از طرفي دبير بعنوان يك ضلع مثلث تاوان تكرار پايه دانش آموز را به لحاظ نظم وانضباط اخلاقي و كلاس دانش آموز مي‌پردازد و از طرفي دانش آموز كه انگيزه لازم را ندارد ونشستن سركلاس را نوعي اجبار مي‌داند پيشرفت تحصيلي ملموسي نمي‌نمايد لذا فاكتورمهم آموزش رضايت شغلي معلم دچار آسيب جدي مي گردد. ضلع ديگر اين مثلث يعني دانش آموز هم به علت تكراري بودن مطالب آموزشي احساس نوعي كم بيني وحقارت بخاطر مردودي واحياناً گوشزد نمودن اين موضوع توسط دبير و همكلاسيها حالت اجبار مقررات آموزشي براي نشستن بر سر كلاس درس تكراري، دچار افت انگيزه و بيقراري شده ونهايتاً به علت انس و الفت با دانش اموزان مردود شده سال قبل ، جو عمومي‌كلاس را آلوده و مسموم مي‌نمايد تا جائي كه حتي دانش آموزان ديگر نيز بنوعي آسيب مي‌بيند.
ضلع سوم اين مثلث نيز بعلت غيبت هاي مكرر ، بي انضباطي هاي كلامي، اخلاقي و نزاع ودوستيهاي نامعمول اين دانش آموزان دوساله غالباً دچار مشكل شده و انرژي مدير، معاون ، مشاور ناظم بيشتر مصروف كنترل چنين دانش آموزان مي‌گردد.
نتيجه و پيشنهاد:
چنان كه گذشت براي اينكه اهداف تعليم و تربيت محقق شود عواملي درون و برون سيستمي‌مختلفي تأثير گذارند ار جمله اين عوامل درون سيستم كه تحت كنترل آموزش و پرورش است مثلث آموزشگاه ، دبير، و دانش آموزان مي‌باشد كه اصلاح امور و روندها وبرنامه ها ممكن مي باشد. حال كه با بررسي هاي غير تخصصي و معمولي و اظهار نظر همكاران اجرايي و آموزشي ، دانش آموزان دوساله كه يك پايه را تكرار مي‌نمايند از لحاظ آموزشي و رشد سطوح اخلاقي غالباً در حد پايين مي‌باشند و انگيزه هاي لازم را براي رشد و پيشرفت تحصيلي در حد مطلوب ندارند و عمدتاًحضور آنها در كلاس هاي رسمي‌آموزشي باعث كاهش رضايت شغلي دبيران شده و جوعمومي‌و غالب كلاسها را آلوده به مسال متنوعي از قبيل بي نزاكتي ، گستاخي هاي اخلاقي و كلامي‌و بي انضباطي مي‌نمايند و متوليان اجرايي آموزشگاه نيز انرژيهاي زيادي را براي مهار اينگونه دانش آموزان مصرف مي‌كنند و از زاويه اي ديگر نشستن اينگونه دانش آموزان و برخورداري از كلاسهاي رسمي‌آموزشي ساليانه مبلغ قابل توجهي (فضاي آموزشي ، ورزشي، كلاس، معلم، ناظم، آزمايشگاه، سرانه دانش آموزان) بطور مستقيم و مبالغ ديگري بطور غير مستقيم به بودجه عمومي‌كشور از جمله بودجه دستگاه تعليم وتربيت تحميل مي‌نمايد از اين رو لازم است كه با رويكردي نتيجه  گرايانه - نه صرفاً وظيفه گرا- به اين موضوع مهم نگريست.                
پيشنهاد:
بر اساس مسائل مطروح حضوردانش آموزان مردودي در كلاس رسمي‌آموزشي در اغلب مدارس علاوه بر تحميل هزينه هاي اقتصادي پيامدهاي منفي انضباطي، اخلاقي، پرورشي، داشته و پيشرفت تحصيلي ملموسي مطابق فرمول هزينه فايده ندارد.
1- بر اين اساس پيشنهاد مي گردد دانش آموزان مردودي دوره دبيرستان در كلاسهاي رسمي‌آموزشي شركت ننمايند و فقط در امتحانات پاياني حضور داشته باشند.
2- در صورتي كه چنين امكاني به لحاظ مقررات خشك معطوف به رويكرد وظيفه گرا وجود ندارد داشن آموزان مردودي بتوانند با همكاري و موافقت دبير و مدير آموزشگاه نسبت به دروسي كه امكان خود خوان بودن آنها بجز دروس علوم پايه وجود دارد آنها را آزادانه انتخاب نموده تا بدون حضور در كلاسهاي رسمي‌آموزشي فقط در امتحانات پاياني شركت نمايند.