عیدانه
بسمه تعالی
اول: مقارن عید راهی جاده پر پیچ وخم طارم پس از دو روز انتظار برای بازگشایی شدیم . این جاده پر رمز و راز که در 6ماه دوم سال دلهره آور و ترسناک و 6ماه اول سال قابل تحمل با مناظری زیبا البته مناسب برای شکار و تفریح و طبیعت گردی که فعلاً تنها راه ارتباطی با مرکز استان میباشد . به طارم که رسیدیم حرفهای در گوشی عیدانه بسیاری رد و بدل می شد، از نداشتن راه مطمئن و استاندارد طارم از چهار سمت بویژه زنجان، نایاب بودن کود های کشاورزی و خرید و فروش آنها با چند برابر قیمت،تا مشکل نداشتن نفت و گاز نداشتن و نیمه کاره رها نمودن نصب گاردریل های جاده آببر به هزارود ، تا انتخابات مجلس و راه نیافتن به مجلس علیرغم رای بالای طارمی ها به یکی از کاندیداهای مجلس که اصالت طارمی داشت و تحلیل های مختلف همچنین لزوم اعاده کرسی مجلس طارم که هر یک جای تامل داشت .به راستی چرا طارم با وجود استعدادهای مختلف اقلیمی و کشاورزی هنوز حتی یک کارخانه صنعتی ندارد ؟چرا محصولات کشاورزی به جای اینکه بلافاصله به بازار با قیمت ناچیز عرضه شود فرآوری نمی شود تا کشاورز حاصل دسترنج خود را خود دریافت کند ؟ نه کارخانه فرآوری و بسته بندی و نه سردخانه برای نگهداشتن محصولات متنوع کشاورزی ؟دیگر از طرح منطقه ویژه کشاورزی و ایجاد شهرک توریستی ساحلی قزل اوزن حتی در بین اذهان مسئولان خبری نیست. سر آخرنقل همه محافل و مجالس عیدی و حتی ترحیم ، همه از عدم افتتاح راه جدید البته با سن حدود 27 ساله تهم چورزق می پرسند والنهایه همه با سکوتی پر از افسوس که شاید گویا ترین فریاد برای رساندن درد دل طارمی های صبور به بالا دستی ها ی استان و کشورکه فراموشی شایسته این سرزمین مستعد و محروم نیست.آیا طارمی های مقیم در مرکز کشورو استان دیار خود را به فراموشی سپرده اند ؟یا...... دوم: درایام عید، مسافرین نوروزی قابل توجهی به استان زنجان می آیندو از اماکن تاریخی آن بازدید می نمایند. چند سالی است که ستاد نوروزی ما در این استان هم مثل سایر استانها تشکیل یافته و البته اقدامات مناسبی هم تا آنجا که مقدور بوده انجام داده ، ان شاا... برای سال ها ی آینده علاوه بر هماهنگی های معمول بین ادارات که مهمترین اقدام عملی آنها برای استقبال از بهار و مسافرت های معمول این روزهاست ، برنامه ای مدون برای ایجاد زیر ساخت های اولیه ی گردشگری در تمامی نقاط استان بویژه مناطق نمونه گردشگری چون سلطانیه ایجاد کنند تا مسافرین در زمینه ی استراحت و یا توقف چند روزه در این نوع مکانها مشکل نداشته باشند. در این خصوص از طریق یکی از دوستان نکته ای را متوجه شدم که اولش باورم نشد ولی با دیدن ته بلیط ورودی سلطانیه متوجه بی مبالاتی یا بی دقتی بهت آوری شدم. قصه ی غصه داری بود. چرا که در سلطانیه ودر استان زنجان مسافری که صد ها کیلومتر را طی نموده و شاید ته بلیطی را برای یادگاری می خواهد داشته باشد به جای نقش بستن قد رعنای گنبد سلطانیه بر روی بلیط ها عکس حافظیه شیراز نقش بسته است ،مایه تاسف است اینکه سالهای قبل هم وضع اینگونه بوده وعلیرغم تذکر برخی اهل فرهنگ استان این رویه ناصواب اصلاح نشده است. امید واریم رئیس ستاد نوروزی استان و البته مسئولین منطقه ای سلطانیه به این نقص عمده که شاید عدم دقت وهماهنگی سبب سازش بوده رسیدگی نمایند وبرای سالهای آتی این بی مبالاتی فاحش از سوی اداره میراث فرهنگی با توجیهاتی که خود می سازند و خود می پسندند ،تکرار نشود. چراکه بدتر از گناه توجیه گناه است ؟فراموش نکنیم که احترام امامزاده را اول باید متولی آن نگه دارد . سوم: روز سه شنبه 29 فروردین حدود ساعت 40/13دقیقه در محل پمپ گاز زیبا شهر که ظاهراً مالکیت آن متعلق به شهر داری زنجان است شاهد رفتارهای بسیار زشت و زننده عوامل این پمپ گاز CNG بودم که برای اطلاع برایتان نقل می کنم.راننده ماشین پژو پارسی که ظاهراً عجله نیز داشت وقتی نوبت گاز زدنش رسید که شیفت عوض می شد ولاجرم باید معطل می شد تا این کار تمام شود.مشار الیه به این امر اعتراض لفظی نمود و با کارگر مربوطه بگو مگویی کوتاه نمود در این اثناء کسی که یادداشت کننده کار کرد پمپ ها بود به وی گفت: هر جا می خواهی برو و شکایت کن. دیگری هم که از کارگران پمپ گاز بود تخت گازجلو آمد و از زدن و چسباندن به پمپ واین مسائل گفت. موضوع فصیله یافت من هم که ناظر صحنه بودم آنها را به آرامش دعوت کردم ولی نکته ای که ذهنم را به خودش جلب کرده بود تصعید سرعت رفتار های تهاجمی در شهرما زنجان است . که از اعتراض ساده مشتری به زدن و چسباندن به پمپ از سوی کارگر مربوطه می رسد ومشتری هم که اعتراض داشت بالاخره ساکت شد ومنتظر ماند ، خرما بر نخیل ودستش کوتاه واقعاً جای بررسی دارد،چرا آستانه تحریک اجتماعی و روانی مردم این قدر پایین آمده است؟در ثانی اگر این مشتری می خواست بقول آنها شکایت کند به کجا باید مراجعه می کرد ؟آیا بااین همه عجله وقت لازم را داشت ؟ دریغ از یک شماره تلفن رسیدگی به شکایات از سوی شرکت نفت یا شهرداری ؟به همین خاطر لازم است مسئولین این دو اداره فکری به حال رفتار افراد شاغل در اینگونه مراکز عمومی نمایند و حقی برای مشتری ها ی معترض قائل شوند ، نقص عمده مربوط به رفتارخارج از معمول عوامل زحمت کش پمپ گاز واز سویی آن مشتری میدانم که صبر و حوصله لازم نداشت . از اینرو بجاست مسئولین مربوطه اولاً فکری به حال زمان و مدت تعویض شیفت پمپ گاز مذکور نمایند. ثانیا با نصب شماره ی تلفن یا سامانه پیامگیری به مشتریان خود این حق و امکان را بدهند که در چنین مواردی اعتراض و شکایات خود را برای رسیدگی طرح نمایند تا با نظارت بیشتر مسئولین و آموزشهای متصدیان زمینه هر گونه درگیری لفظی و احیانا فیزیکی از بین برود.