سرو

فکری، فلسفی، اجتماعی ، سیاسی و ...

سيماي استاني ما كه مزين به نام اشراق مي باشد هم از لحاظ شرح لفظ به معني نوعي تابيدن و نورافشاني است هم اينكه لقب فيلسوف شهير شهر ما را نمايانگر است از اينرو اگر مردم اين ديار تقاضاي ولو بي رسم غير معمول از گردانندگان اين شبكه داشته باشند نبايد بي محابا مردود اعلام گردد چون از طرحي نامي بس بزرگ بر تارك سيماي استاني ما مي درخشد و هم اينكه باشناخت مثبتي كه از برخي كاركنان و مجريان آن وجود دارد بر آورده شدن انتظارات را دور از دسترس نمي دانند با تغيير سكان مديريت صدا و سيماي استاني انتظار اين است كه اين رسانه تاثير گذار از لاك انفعال خارج از حوادث فعالانه با مسائل اجتماعي سياسي و اقتصادي و فرهنگي استان برخورد داشته و چند صدايي حداقلي را به نمايش بگذارد . يكي از بخشهاي مهمي كه هميشه مورد توجه مردم قرار دارد بخش خبر اين شبكه است كه در اين خصوص موارد قابل تاملي وجود دارد كه بايد طرح آنها را به مجالي ديگر واگذارد. اما مطلبي كه به صراحت بايد عنوان كرد اين است كه مقوله خبر رساني يك وظيفه سازماني است كه لازم است براي تحول آن در سيماي استان طرح تازه اي افكنده شود در همين راستا نگارنده در مورخ 27/12/87 با مشاهده صف 3 كيلومتري خودروهاي منتظر براي اخذ معاينه فني در جنب اتوبان زنجان - تهران به حكم وظيفه شهروندي دوباره با واحد خبر براي خبررساني صحيح معضل بزرگ گرفتن كارت معاينه فني آنهم در يك مركز خصوصي و پس از حدود 4 ساعت صف ايستادن تماس و درخواست حضور نمودم كه متاسفانه علي رغم اظهار تمايل ، خبري از آمدن آنها و طرح مسائل و مشكلات شهروندان مظلوم و ناچار گرفتار شده نشد تا مسئولين ارشد براي رفاه حال مردم چاره جوئي نمايند. حالا قضاوت كنيد كه نقش و جايگاه مشكلات مردم در خبر شبكه اشراق كجاست؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:18  توسط محمود  | 

پرده اول: او کودکي است مالامال از عشق به دين و ميهن که تمامي جهان را در چهره معلم مهربان و دلسوز خود مي بيند که از شهر به روستايش آمده، جائيکه از زرق و برق شهر خبري نيست و مملو از زيبايي انساني و طبيعي است معلمي که به سرعت در تمام روستا آقا مدير ناميده مي شود، با کلي تحسين و احترام نه ترحم که گاه نقش قاضي ، پليس ، دکتر را هم دارد . همين کافي است تا او که شاگرد اول روستاي خود است به عشق معلمي زادگاهش را ترک و پس از سالها تحصيل جانانه و فارغ التحصيل از بهترين دانشگاههاي کشور با نمرات عالي به موطن خويش باز گردد و جا پاي آقا مدير گذاشته و عنوان معلمي را يدک کشد.

پرده دوم : گذشت زمان ارزشها را جابجا کرده ، دوران عوض شده و از آن مدينه فاضله خبري نيست و برهوتي از تبعيض و نابرابري به جاي باغ سبز موعود جلوي چشمانش ظاهر مي شود اما بنيه هاي خانوادگي و اعتقادات ديني مانع از آن مي شود که کم کاري کند يا عطايش را به لقايش ببخشد پس صبورانه به اميدآينده مي‌نشيند و در برابر نگاههاي سوال برانگيز فرزندش سکوت مي کند و وقتي در برابر سوالهاي استخوان سوز مکرر او تاب نمي آورد فلسفه مي بافد و تفاوتها را به تقدير و تقصير ارجاع مي کند و فرزندش نيز از سر تحسين ، نه شايد هم ترحم او را مي نگرد و در درون او غوغايي برپاست.

پرده سوم:

اينک سوالهاي فلسفي به رياضي بدل مي شوند و او ديگر در برابر بنگاهي و مغازه دار و حتي خانواده اش هم کم مي آورد و اينجاست که به سبد تقسيم تقدير دگرساخته مي‌شورد و لب به اعتراض مي گشايد و جوياي برابري و رفع تبعيض و احياي منزلت و شکوه بر باد رفته‌اش مي شود و اينجاست که با برچسب ناچسب تهمت و افتراء و انگ خارجي گري آن هم از سوي خودي که ديگر چند سالي است ميز رياست و مکنت و جاه و کارخانه و پول غير خودي اش نموده است نوازش بهاري مي گردد.

پرده چهارم

صداي آهسته او در ميان امواج سهمگين گم مي شود و همه را مي خواند از در باغ سبز موعود خبري نيست . روزگار مي چرخد و ديگر بار روزت فرا مي رسد باز هم حرفهاي تکراري و تزئين شده باز هم نگاهها آراسته و پيراسته و خبرهاي خوش فرهنگي. البته اين بار نه يکي بلکه سه تا ، برزخي براي معلم و تو مي ماني بگريي يا بخندي. چرا که روزت هم فلسفي ترين روز دنيا است روز عزا و شهادت و البته روز علم و معلم پس مبارکباد روز و روزگارت اي معلم . ايام مي گذرد و چرخ فلک مي چرخد و تو يکباره فرزندت را مي بيني که در دنياي کودکانه خويش به عشق و مهر معلم خود نقش او را تمرين مي کند و تو با آهي از ته دل به بلنداي عمر زندگيت با التماس و بغض فروخفته او را به دور دستها فرا مي خواني تا نکند خواسته و ناخواسته به سرنوشت عبرت آموز تو گرفتار آيد و خلاصي نيابد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:17  توسط محمود  | 

 

شايد بتوان ادعا نمود از زماني که انسان خط را اختراع کرد و براي بيان آرزوها وخواسته هاي خود از مرحله خط تصويري عبور و به خط رسيد همواره بيان نوشتارها و گفتارهاي مهم و کنايه آميز نيز وجودداشته که در طول تاريخ نيز دانشمنداني در حوزه ادبيات و فلسفه سعي نموده اند با وضع ساختارها و قوانيني همچون هرمونتيک از کنه بيان گفتارها و نوشتارهاي گذشتگان و يا مخاطبان آنها در جوامع مختلف آگاه شوند ولي هنگاميکه اين بحث در عصر کنوني و در کشور ايراني اسلامي در ساخت کوچه و بازار و خيابان تا ساختمان حکومتي و اداري کشور مشاهده مي شود که با گذشت زمان نيز نه تنها پير و فرتوت نشده است بلکه برفربهي آن نيز افزون مي شود خود بخود انسان را به خود جلب مي كند تا بيانديشد كه چرا در اين عصر مدرن ارتباطي چنين چيزهايي نيز به مراتب بيشتر مشاهده مي شود؟ چرا تفاوت گفتار و عمل که در طول تاريخ هم بوده است اکنون نيز به مراتب بيشتر مشاهده مي شود؟ وجود ادبيات رسمي و حکومتي و غير حکومتي نشانه چيست؟

در عالم پيچيده سياست در جهان سوم نوعي ادبيات رسمي (گفتمان حکومتي) ديده مي شود که فرسنگها با ادبيات غير رسمي (گفتمان مردمي)فاصله دارد اين شکاف موجود در بين ادبيات رسمي و غير رسمي را نمي توان انکار يا تخطئه نمود چرا که کافي است به نوع بيان و سخنراني هاي حکومتي توجه نمود که اول و آخرش سراسر مدح و ستايش عالم و آدم و از ما بهتران است و اندک باقي مانده نيز مختص مسائل و مشکلات مردم که البته چون هميشه وقت کم مي آيد و مشکلات باقي مي مانند.

اصولا فاصله گفتمان حکومتي و غير حکومتي نوعي شکاف محسوب مي شود که اگر اين شکاف از حالت غير فعال به حالت فعال درآيد آسيب زا خواهد بود به همين خاطر است.وقتي دوم خرداد در سال 1376 انواع گفتمان رايج حکومتي در برابر خود يک گفتمان غير رسمي و غير حکومتي قافيه را باخت و زخم کهنه فاصله دولت و ملت التيام يافته و ديگر فاصله بين ادبيات رسمي و غير رسمي کم شد همين امر باعث ايجاد پشتوانه محکم در عرصه هاي مختلف داخلي و بين المللي براي دولت شد.

اگر قبول داشته باشيم که ادبيات گفتاري ما انسانها از تراوشات فکري و آرزوها و خواسته هاي ما سرچشمه مي گيرد ديگر مي توان پي برد که فاصله وحشتناک گفتمان رسمي و حکومتي و غير رسمي حاکي از فاصله ديدگاهها و علايق و استراتژي هاست و به نوعي نشان از بيماري دارد که بايد جدي گرفته شود و خردمندان عرصه حکومت سعي نمايند با طرد متملقان و چاپلوسان و بها دادن به انسانهايي که صراحت لهجه و بيان دارند دست به پالايش زد و با نزديک نمودن ادبيات رسمي به ادبيات غير رسمي مانع از فعال شدن شکاف دولت و ملت گردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:16  توسط محمود  | 

 

  

 

پیش درآمد:

تعمیق اطلاعات دینی و مذهبی جوانان شیعه یکی از راههای مهم مقابله با  شبهات نوین علمی و عقیدتی  است که لازم است  دستگاههای مسئو ل آموزشی و فرهنگی  بدور از افراط و تفریط به آن بپردازند . امری که به لحاظ تفسیر ناصحیح  سیاست تقریب بین مذاهب و عدم وجود چالشهای فکری و عقیدتی در میان شیفتگان تشیع به لحاظ پراکندگی جغرافیایی اهل تسنن در اطراف و نوار مرزی کشور  تا حدوی مغفول مانده است .

همانطور که عموم ایرانیان به خاطر پیامهای بلند دین اسلام آنرا با آغوش باز پذیرفتند، ترکان آذربایجان هم به خاطر غنای آموزه های مذهب تشیع جعفری و همخوانی آن با منطق و فطرت پاک و برابری طلب  ترکهای ایران عاشقانه آن را گرفته و با کوششهای بی نظیری  در سراسر ایران بسط دادند  و از اینرو عمق نفوذ ائمه اطهار (ع) در جای جای زندگی آنها مشهود است که می توان به عشق و ارادت ورزی آذربایجانیها به امام علی (ع) و امام حسین (ع) اشاره نمود وگفت که شعرهای حماسی و مرثیه سرایی ترکی چون ستاره ای درخشان نشانگر عشق وافر ترکهای ایران به مکتب جعفری است .

مقدمه :

وهابیها که ادامه نحله فکری اخباریگری در جهان اسلام با تاکید بر ظواهر آیات و احادیث میباشند با بهره گیری از  بن مایه های عقیدتی احمد بن حنبل در قرن هشتم هجری تو سط ابن تیمیه احیاء و در قرن   دوازده هجری با تلاشهای محمدبن عبد الوهاب به کمک ایجاد پیوند با حکومت عربستان ضمن تسریع سقوط و تکه تکه شدن امپراطوری عثمانی ها در این شبه جزیره بصورت متمرکزی پا به عرصه نهاد. این فرقه که اتفاقا در میان اهل سنت مقبولیت چندانی ندارد با طرح پالایش شرک و بدعت از ساحت دین علنا با انکار شفاعت ، توسل ، زیارت ، شیعه را متهم به شرک و ارتداد مینمایند. گذشته از اینکه اینگونه هجومهامیتواند آلوده به اغراض سیاسی باشد، نشان سرمایه گذاری  وهابیهای متمکن برای تاثیر گذاری بر روی ذهن  جوانان شیعه است .

اصول مکتب تشیع به خاطر پیوند آن با عقل در هر زمانی برای انسانهای بیدار  قابل عرضه و دفاع است و تخطئه آن از سوی مفتیان سلفی با شعار مبارزه با بدعت و شرک که اینروزها بصورت روز افز.نی در سطح مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی مطرح میشود نابجاست . بر همین اساس ورود نویسندگان و شیفتگان مکتب جعفری به این عرصه برای رد شبهات و همچنین تعمیق عمومی معارف شیعه در سطح جامعه مفید واقع و سد راه شبه افکنان خواهد بود. این نوشتار بر آن است تا با طرح این مسایل بدانها پاسخ دهد.

 

مفهوم شفاعت:

شفاعت از ریشه شفع به معنی ( جفت) و ضم الشی الی مثله گرفته شده است و نقطه مقابل آن به معنی « و تر» یعنی تک و تنها است و سپس به ضمیمه شدن فرد برتر و قویتری برای کمک به فرد ضعیف تر اطلاق شده است در عرف هم شفاعت مربوط است به استفاده فرد از نفوذ، موقعیت خاص ، عواطف استدلال و قدرت خود تا نظر صاحب قدرتی را در مورد مجازات فردی تغییر دهد این نوع شفاعت در در بحث های دینی جایی ندارد.

مفهوم دیگر شفاعت بر محور دگر گونی و تغییر شفاعت شونده دور می زند در واقع شفاعت شونده موجباتی را فراهم سازد که از وضع نامطلوب و مستحق عقاب بیرون آمده و شایسته بخشودگی شود ودر واقع یک اصل عالی تر بیتی برای مردم افراد گناهکار و آلوده و بیداری و آگاهی است و در اسلام شفاعت ازاین نوع است در صحنه آفرینش نیز نوعی شفاعت تکوینی یعنی انضمام نیروهای قویتر طبیعت به نیروی ضعیفتری برای سیر در هدفهای سازنده وجود دارد. )تفسیر المیزان ، مرحوم علامه طباطبایی،ج 1،ص 236-240)

 

قرآن و مساله شفاعت :

بدون شک مجازاتهای الهی در قیامت جنبه انتفامی ندارد بلکه ضامن اجرا برای اطاعت از قوانین است. شفاعت درمعنای صحیحش برای حفظ تعادل و وسیله برای بازگشت گناهکاران و آلودگان و در معنی غلط آن مسب تشویق و جرأت بر گناه کردن است.

اگر کسی معنی صحیخ  آنرا نداند مثل وهابیها با استفاده از آیه" لا یقبل منها شفاعه" آنرا بکلی  انکار می کند .

 ایراد ات  مخالفان شفاعت :

1-       اعتقاد به شفاعت، روح سعی و تلاش را تضعیف می کند.

2-       اعتقاد به شفاعت،  انعکاسی  از جامعه عقب افتاده و فئودالیته است

3-       اعتقاد به شفاعت،  موجب  تشویق به گناه و رها کردن مسئولیتهاست

4-       اعتقاد به شفاعت یک نوع شرک و چند گانه پرستی است

5-       اعتقاد به شفاعت مفهومش دگرگونی احکام خدا و تغییر اراده فرمان اوست .

در قرآن حدود 30 بار پیرامون این مساله بحث شده است. گروهی از آیات آنرا بکلی نفی کرده اند مثل" انفقوا ممارزقنا کم من قبل ان یاتی یوم لابیع فیه و لا خله و لا شفاعه" ( بقره 254) و یا آیه "واتقوا یوماً لا تجزی عن  نفس شیا و لا یقبلُ منها شفا عه و لا یوخذ منها عدل و لا هم ینصرون "( بقره 48 ) این آیه خطاب به بنی اسرائیل می فرماید: از آن روز بترسید که کسی به جای دیگری مجاز ات نمی شود و نه شفاعت پذیرفته می شود و نه غرامت وپول قبول خواهد شد و نه یاری می شوند.

 نیاکان یهودیان چون پیامبر بودند آنها گمان میکردند آنها را شفاعت کنند. در این آیات  نجات مجرمان از طریق عوض مادی، پیوند دوستی، و شفاعت نفی و تنها بر  ایمان و عمل صالح تأکید شده است. و یا در مورد برخی از مجرمان آمده است." فما تنفعهم شفاعه الشافعین ( مدثر 48) شفاعت شفاعت کنندگان سودی به حال آنها ندارد.

گروه دوم: آیاتی که شفاعت را منحصراً در اختیار خدا می داند " مالکم من دونه من ولی و لا شفیع " ( سجده 4) غیز از خدا ولی و شفیع نداریم. یا آیه "قل لله  الشفاعه جمیعاً" ( زمر، 44) همه شفاعتها مخصوص خداست .

گروه سوم آیاتی که شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا می داند " من ذا الذی تشفع عنده الا بأذنه" ( بقره255) چه کسی می تواند جز به اذن خدا شفاعت نماید. یا آیه" لا تنفع الشفاعه عنده الا لمن اذن  له ( سباء 23) شفاعت جز برای کسانیکه خداوند اجازه دهد ، سودی ندارد.

گروه چهارم آیات که برای شفاعت شونده شرایطی را بیان می کند گاهی ، شرط رضایت و خشنودی خدا است " و لا یشفعون الا لمن ارتضی " ( انبیاء ،28) و گاه گرفتن عهد و پیمان یعنی ایمان به خدا و پیامبران نزد خدا معرفی می کند « لا یملکون الشفاعه الا من اتخذ عنده الرحمن عهدا "ً .( مریم ،87)

و گاهی هم شفاعت برای ظالمان و مجرمان را سلب می کند « ما للظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع" ( غافر ، 18)

همانطور که در عرف در موضوع شفاعت سه ضلع موجود است  یعنی شخص شفاعت شونده، شفاعت کننده و موضوع شفاعت  مطرح است. در شفاعت دین نیز چنین چیزی متصور است. شفاعت برای ظالمان نیست بلکه برای مجرمان و گناهکارانی است که نادم و پشیمانند و در مسیر اصلاح و جبرانند و شفاعت پشتوانه ای برای توبه و اصلاح آنها خواهد بود.

در تفسیر برهان از امام کاظم ( ع) از علی ( ع) نقل شده که از پیامبر ( ص) شنیدم" شفاعتی لاهل الکبار من امتی"  شفاعت من برای مرتکبین گناهالن کبیره است.

راوی از امام کاظم ( ع) می پرسد چگونه شفاعت برای مرتکبین گناهان کبیره ممکن است در حالیکه اینها به مقام ارتضاء و خشنودی خدا که شرط شفاعت است نرسیده اند.

امام فرمود: هر فرد با ایمانی که مرتکب گناهی می شود طبعاً پشیمان خواهد شد. و پیامبر (ص) فرمود پشیمان از گناه توبه است و کسی که پشیمان نگردد مؤمن واقعی نیست و شفاعت برای او نخواهد بود و عمل او ظلم است و خداوندمی فرماید ظالمان دوست و شفاعت کننده ای نخواهند داشت. باز از امام صادق (ع) حدیث است که در روز قیامت خداوند عالم و عابد را بر می انگیزد به عابد می گوید تنها به سوی بهشت برو و لی به عالم می گوید برای مردمی که تربیت کردی شفاعت کن.

و عیدیه – آنان که مرتکبین کبائر را برای همیشه در جهنم می دانند – معتقد ند که شفاعت اثری در زمینه  زدودن آثار گناه ندارد بلکه تاثیر آن تنها در پییشرفت و تکامل معنوی و افزایش ثواب است. در حالیکه تفضیلیه – آنانکه اعتقاد به همیشه ماندن مرتکبین کبائی در جهنم ندارند- معتقد شفاعت در زمینه گناهکاران است و اثرش هم در  سقوط مجازات و کیفر است. ولی خواجه طوسی در کتاب تجرید الاعتقادش هر دو قول را حق می داند و علامه حلی در توضیح عبارت خواجه در کتاب کشف المراد شواهدی بر آن آورده است.

 

فلسفه شفاعت :

 

مبارزه با یأس و نومیدی و باز کردن روزبه امید فلسفه اصلی شفاعت است چون گناهکار و مجرم اگر تمام راههارا  بر روی خود بسته ببیند هیچ تلاشی برای رهایی از آن انجام نمی دهد و روز بروز در منجلاب گناه می رود. ولی داشتن روزنه امید به شفاعت و بخشش او را امیدوار می کند تا دست از گناه بر دارد و گذشته را جبران کند کما اینکه در قوانین بشری نیز این امر دیده می شود.

شفاعت و توحید :

گروهی که تفکر مادی دارند شفاعت را عامل تخدیر و عدم تلاش و کوشش انسان تعبیر کرده اند گروهی دیگر که غالباً دارای افراط در تفکر مذهبی هستند همانند  وهابیون اعتقاد به آن را نوعی شرک و کفر دانشته و چنان بر آن تمرکز کردند که در سال 1344 فقهای آنها در مدینه فتوای انهدام قبور بزرگان اسلام را در حجاز دارند.پیروان محمدبن عبد الوهاب که عموماً قشری مذهب ، متعصب و خشن هستند مبارزه خود را با بحث شفاعت ، زیارت و توسل شروع کردند ابنها می گویند هیچکس حق ندارد حتی از حضرت محمد ( ص) شفاعت بطلید و بگوید " یا محمد اشفع لی عندالله" زیرا خداوند می فرماید ان المساجد فلاتدعومع الله احداً " محمد بن الوهاب در رساله کشف الشبهات آورده که اگر کسی شفاعت پیامبر را نیز با اذن خدا بداند چه اشکالی دارد می گوید خدا شفاعت را نهی کرده و از طرفی فرشتگان و اولیاء الله هم این مقام را دارند  پس نمی توانیم شفاعت بجوییم چون در آن صورت پرستش و عبادت بندگان صالح را نمودیم.

 او چهار قاعده برای رهایی از شرک آورده و شفاعت را نوعی بت پرستی دانسته که سر انجام هم شیخ سلیمان ابن لحمان معتقدین به شفاعت را مشرک و کافر دانسته و خون و مال آنهارا مباح می کند.اما باید گفت که نه تنها توسل و طلب شفاعت از پیامبر (ص)و ائمه علیهم السلام رنگ شرک و بت پرستی ندارد بلکه رنگ و بوی بندگی نیز می دهد چرا که توسل و طلب شفاعت به این بزرگواران بالاصا له و بالاستقلال نیست و انسان متوسل به خوبی معنای عمیق  "لا موثر فی الوجود الا الله" را میداند و می فهمد که تمام مخلوقات در وجود وابسته و به عبارت رساتر عین ربط به خالقند و نمی توان حتی یک لحظه تصور نمود که وجودات عالم بصورت استقلالی موجود شوند.

در مکتب تشیع زیارت قبور متبرکه و توسل و طلب شفاعت نیز از این جنس بوده زیرا این بزرگواران به لحاظ توفیق الهی و شدت تربیت و ایمان و برگزیده شدن از سوی حق تعالی نفوسشان آنقدر مهذب و به مراتب بالا صعود نمودهاند که می توانند شفیع انسانهای گرفتار شده و توان دخل و تصرف در عالم مادی را هم پیدا نمودهاند و همه اینها به کرم و فضل الهی و تاییدات حضرت حق است .

 

 عوامل شفاعت قبل از قیامت عبارتند از توبه، ایمان به رسول الله(ص)، عمل صالح ، قرآن کریم، هر مکان و چیزی که با عمل صالح ارتباطی دارند، مسا جد واماکن متبرکه و ایام شریفه ، ملائکه، مومنان که برای خود و برادران مؤمن خود  استغفار می کنند. وشفاعت در روز قیامت توسط  انبیاء ، ملائکه، شهدا،انجام و  در آخرین موقف از موافقت قیامت بکار می رود. و گناهکار بوسیله شفاعت مشمول آمرزش شده و اصلاً داخل آتش نمی شود یا آنکه بعد از داخل شدن در آن نجات پیدا می کند.

 در امالی شیخ صدوق از حسین بن خالد از حضرت رضا (ع)از امیر المؤمنین روایت کرده که رسول الله (ص) فرمود : کسی که به حوض من ایمان ندانسته باشد خداوند او را در حوضم وارد نکند، و کسیکه به شفاعت من ایمان نداشته باشد، خداوند او  را به شفاعتم نایل نسازد آنگاه فرمود: شفاعت من مخصوص کسانی از امت من است که مرتکب گناهان کبیره شدند. و باز در تفسیر آیه " عسی ان یبیعتک ربک مقامأ محمودا"این مقام محمود را  مقام شفاعت تفسیر کرده اند.

 در حدیث دیگری آمده " احدی از اولین و آخرین نیست که محتاج شفاعت محمد (ص) است .(کشف المراد فی شرح التجرید الاعتقاد، علامه حلی ،ص 416)

 خواجه طوسی شفاعت را به خاطر ازدیاد منافع دانسته و آیاتی را که شفاعت را مردود می دانند تاویل نموده که شفاعت شامل حال کفار نمی شود.(شرح کشف المراد ، علی محمدی ،ص 567) حقیقت شفاعت عبارت از واسطه شدن در جهت ایصال منفعتی و یا دفع ضرری از کسانیکه لایق شفاعت هستند در خصوص اصل شفاعت با استناد به آیه 79 سوره بنی اسرائیل "عسی ان یبعثک ربک مقاما محمودا "مقام محمود مقام شفاعت تفسیر و بر اساس حدیث مشهوری از  رسول الله که می فرماید:" ادخرت شفاعتی لاهل الکبائر من امتی مسلم دانسته اند. اما وعیدیه که در مسائل اعتقادی سختگیرند شفاعت را مخصوص مؤمنین دانسته اند نه گناهکاران و فاسقان و برای اثبات نظر خود از آیاتی چون « ما للظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع"و"و ما للظالمین من انصار "اسفاده کرده ا ند.

گروهی دیگر که به تفصیله معروفند و بنا را بر آسان گیری دارند شفاعت پیامبر و ائمه (ع) را مال فاسقان امت که با ایمان ولی با گناهان از دنیا رفته اند می دانند  و صحیح آن است که شفاعت بر هر دو معنا یعنی زیادی منافع و اسقاط مضار بکار می رود . (محاضرات فی الهیات ،آیت ا... سبحانی ،ص454)

اصل شفاعت یک اصل شرعی و  اسلامی است و آیات متعددی بر آن دلالت می کند گرچه با قید های مختلفی بر اصل شفاعت آنرا محدود نموده است . از نظر حدیث رسول الله (ص) فرموده:« لکل نبی دعوه مستجابه ، فتعجل کل نبی دعوته، و انی اختبات  دعوتی شفاعه لامتی و هی نائله من مات منهم لا یشرک بالله شیا  "و علی (ع) فرمود: "ثلاثه یشفعون الی اله عزوجل فیشفعون : الانبیاء ثم العلماء ثم الشهداء" سه گروهند که نزد خدای عز و جل شفاعت می کنند انبیا ء بعد علما ء و سپس شهدا ء بنابراین اصل وجود شفاعت یک اصل اسلامی و دینی است . اما شفاعت بصورت مطلق نیست بلکه محدود است و باید علاقه بندگی انسان قطع نشده باشد تا با شفاعت روحیه بندگی او تقویت شود.و غرض از شفاعت همانند غرض از توبه است تا بنده از رحمت خدا مایوس نشده و دوبار رو به سوی او کند و از انجام گناهان پرهیز کند.

 و در احادیث نبوی آمده است  شفاعت شامل حال مشرک، ناصبی، سبک شمارنده نماز، و منکرین شفاعت نبی مکرم اسلام (ص) نمی گردد.

گروه معتزلی شفاعت را تنها به زیادی ثواب و بالا رفتن درجه انسان که مختص اهل طاعت است ، می داند. ابن تیمیه و محمدبن عبد الواهب طلب شفاعت از اولیاء الله را جایز نمی دانند و آنرا از اقسام شرک و نوعی بت پرستی دانسته اند و آنرا رد کرده اند.

 گفته اند که معیار باطن است نه ظاهر چنانکه سعی بین صفا و مروه و طواف که در زبان جاهلیت نیز مرسوم بود در آن صورت شرک خواهد بود. و نیز وهابی ها دعا و طلب شفاعت را از مرده گان هم ممنوع کردند در حالیکه دعا یعنی خواستن از کسانیکه به خدا نزدیک تر ند نه به استقلال بلکه با عباد ت و بندگی و از طرفی از جسم مرده گان که طلب دعاو شفاعت نمی کنند بلکه از روح اولیاء وشهداء که بر اساس نص آیات قران زنده هستند طلب شفاعت و دعا می کنند. اصولاً دعا و توسل به اولیاء وائمه (ع) توسل یالاصاله نیست بلکه به معنی توسل به انسانهایی است که بخاطر اوج بندگی و تهذیب نفس به مرتبه ای از قرب الهی رسیده اند که می توانند در نظام علی و معمولی خلقت به اذن خداوند تاثیر گذار شوند، چرا که نزد در گاه کبریای خداوند دارای وچهه و مقام بلندی هستند که دعا و تقاضایشان بی پاسخ نمی ماند با این لحاظ که  این دعا و تقاضا نه برای خود ،بلکه برای دیگران آنهم جهت استحکام حلقه های بندگی از طریق شفاعت برای بر آوردن جاجات و یا آمرزش گناهان است  تا ارتباط بندگی مستحکم شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 18:44  توسط محمود  | 

 

 

 

 

پیش در آمد: شهرستان طارم با وسعتی معادل 2235کیلومتر مربع با 115 روستا و آبادی در دو طرف رود پر برکت قزل اوزن محصور بین کوههای بلند جنوبی و شمالی دارای آب و هوای معتدل مدیترانه است که استعداد های اقلیمی و انسانی خدادادی زیادی برای توسعه و پیشرفت دارد که علی رغم اقدامات قابل قبول دولتها پس از انقلاب شکوهمند اسلامی به خاطر وضعیت خاص جغرافیایی و حاصلخیزی زمینهای آن مورد طمع و ستم خان ها و فئودالهای ،در قبل از انقلاب اسلامی قرار گفته که همین امر باعث عقب ماندگی و ستم مضاعف شده که پس از گذشت دهه ها از آن هنوز زخم و آثار خوانین در منطقه ساکن مانده است . بر این اساس با عنایت به پتانسیل های انسانی، آب و هوا، حاصلخیزی خاک، رودخانه قزل اوزن و ... هنوز با جایگاه بایسته و شایسته خود فاصله زیادی دارد این نوشتار بر آن است تا ضمن شکافتن مشکلات موجود راهکارهایی را برای مدیران و مسئولان و کسانیکه دل در گرو

عمران و آبادانی و پیشرفت طارم دارند ارائه نماید گر چه ممکن است در نظر اول برخی از آنها ایده آلیستی تصور شود ولی با کمی مدّاقه و شناخت روح پر تلاش و سختکوش طارمیها و امکانات عظیم خدادادی آن واقعی و قابل دسترس خواهند بود.

تعلیل موضوع :

طارم علی رغم داشتن انسانهایی امیدوار، خونگرم و آب و هوایی و اقلیم مناسب، چون مدتهای مدیدی تحت تسلط خوانین ریز و درشت قرار داشته و از طرفی بعلت نبود راه مناسب بین مرکز استان و منطقه، مورد ظلم و ستم و بی مهری قرار گرفته و زمینهای آباد و حاصلخیز آن در تیول ملاکین بوده و منافع آنها نیز ایجاب می کرد که مردم این سامان بی سواد ونیازمند باقی بمانند و همیشه تحت فرمان و منقاد باشند تا براحتی مورد استثمار قرار گیرند. مبارزات جسته و گریخته برخی از خرده مالکان، اشخاص جسور و سید و روحانی در طارم اولا نشانگر ظلم و ستم خوانین به پشتوانه ژاندارمهای طماع و گوش به فرمان بود و از سوی دیگر نشانگر شجاعت ، جسارت و تلاش مردمان این دیار برای دسترسی به وضعیت مطلوب و بهتر که نمونه هایی از آن را هنوز افراد میانسال طارمی در اذهان خود دارند. از اینرو آب و هوا و حاصلخیزی خاک این خطه نعمتی بود که از سوی خانهای استثمار گر به نقمت تبدیل شده بود تا با پول و قدرت خود جلوی پیشرفت طارم را در بعد نرم افزاری چون سطح سواد، بهداشت، تعاملات انسانی برون منطقه ای و در بُعد سخت افزاری چون راه معدن، کارخانه و صنایع بگیرند تا منافع خود را تضمین نمایند این تفکر به یک ایدئولوژی خبیث خانخانی تبدیل و تقریباً اکثریت قریب به اتفاق خوانین را با خود همراه ساخته بود گر چه می توان بندرت خلاف این موضوع را یافت ولی بر اساس اصل فلسفی « النادر کالعدم» اینان تاثیری بر اوضاع نداشتند نقل است که جاده طارم زنجان فعلی که تا چند سال پیش خاکی بود خانی از جنس آنهایی که گفته شد برای تفریح و سهولت شکار در کوههای زنجان نقشه آنرا به این سو آن سو و پیچ در پیچ کشید

  بی آنکه از نقشه اصلی تبعیت کند و زمانیکه قراربود ناظر اصلی آن را بازدید و تایید نماید پس از پذیرایی کامل در گیلوان با لالایی ماشین به خواب می رود و در سه راهی بناب بیدار می شود و اطرافیان جاده را چون سه راه مذکور صاف و هموار اعلام می کنند و آن ناظر بی خبر از همه چیز با دیدن جاده صاف و هموار اطراف بناب آنرا تایید می کند. صرفنظر از ارزش گذاری این نقل باید گفت نتیجه همان است که در نقل آمده و راه مخوف طارم زنجان در این مدت عزیزان زیادی را در کام خود کشیده و خانواده های زیادی را داغدار نموده است. اینک که انسان فضا را تسخیر نموده، طارمیها محروم از یک راه مطمئن همچنان گوش به وعده شیرین و رویایی آماده شدن راه تهم چورزق می سپارند تا کی تعبیر شود. آنچنان که گذشت خوانین زالو صفت ، نبود راه مناسب، و پائین بودن نرخ باسوادی،و عدم استقلال اداری و انتخاباتی از عمده دلایل عقب ماندگی طارم محسوب می شوند اگر چه با پیروزی انقلاب اسلامی و قطع نوار قرمز رنگ خانخانی، یکی از عمده ترین دلایل عقب ماندگی مرتفع شد. اما علی رغم تلاش قابل توجه بعد از انقلاب، زخم های بجای مانده از گذشته التیام کامل نیافته و عوامل دیگری نیز در این عرصه خودنمایی می کنند.

راهکارهای پیشنهادی:

الف : راه

1-        تخصیص اعتبار لازم از محل ردیف ملی به راه تهم چورزق طارم و تسریع در اتمام آن با توجه به سالهای طولانی انتظار مردم برای تکمیل و افتتاح آن

 2- اصلاح ، بهسازی و تغییر مسیر راه بناب گیلوان که در واقع شرق طارم را به مرکز استان متصل مورد استفاده خودرو های عبوری از زنجان به رشت نیز می باشد .

3-   سالهاست که راه طارم به خلخال از سمت غرب طارم مورد مطالعه و تا حدودی مورد اقدام  قرار گرفته است که متاسفانه پیشرفت نداشته و غیر قابل استفاده است بر این اساس برای اتصال طارم به خلخال و اردبیل و شکستن بن بست آن تکمیل این راه ،مهم و حیاتی است

4-   یکی از مهمترین علل عدم سرمایه گذاری در شهرستان طارم، نبود راه مناسب و واقع شدن در بن بست ارتباطی است برای این مهم اولاً راههای آب بر به شمال ( فومن - شفت) و درام به نوکیان و ماسوله راهگشاست لذا باید ضمن تخصیص اعتبار لازم، زمان بندی مشخص برای بهره برداری توسط ادارات و پیمانکاران ذیربط ارائه شود.

ثانیاً طارم احتیاج به احداث راه آهن از طریق قزوین، لوشان، طارم و اتصال آن به خلخال و اردبیل دارد تا ضمن خروج شهرستان از بن بست به راههای بین المللی نیز دسترسی آسانی پیدا کند.

ب) آموزشی و انسانی

1- صدور مجوز برای راه اندازی و توسعه آموزش عالی ( ملی آزاد پیام نور ، جامع کاربردی) بویژه در رشته های متناسب با پتانسیل های منطقه چون کشاورزی صنایع تبدیلی و مکمل کشاورزی ، شیلات، توریسم 

2- اجرای سیاستهای تشویقی خاص برای کسانیکه تحصیلات عالیه و فنی دارند تا ضمن ماندگاری نیروهای بومی در منطقه  نیروهای دیگری نیز از خارج از شهرستان جذب شوند.

ج: کشاورزی و دامداری

1- با توجه به مزیت چهار فصل بودن طارم و خاک وهوای مناسب شاه کلید پیشرفت و بهترین راه توسعه و تولید محصولات کشاورزی این است که هیأت دولت شهرستان طارم را منطقه ویژه کشاورزی اعلام کند این اتفاق نه تنها کشاورزی شهرستان را مدرن و متحول خواهد نمود بلکه باعث جذب سرمایه های خصوصی و دولتی وآبادانی ، رفاه و آسایش برای مردمانش خواهد بود.

2- مهار آبهای رودخانه های روستاهای دامنه کوههای شمالی و جنوبی چون مامالان، آب بر، هزاررود، درام، و نی سر، سانسیز، ارشت، انزر با سد سازیهای کوچک چرا که تقریباً نیمی از سال آب آنها به قزل اوزن و سر انجام به سد منجیل می ریزند.

3- هدایت کشاورزان از سوی ادارات جهاد کشاورزی و بازرگانی  به کاشت محصولات که بازار داخلی و خارجی مناسبی دارند و کمک به ایجاد صنایع مکمل و تبدیلی کشاورزی جهت نگهداری طولانی محصولات کشاورزی منطقه و فروش آنها در داخل و خارج کشور.

4- ساحل سازی در اطراف روستاهای دو طرف قزل اوزن که حاصلخیزترین زمین ها کشاورزی را دارا بوده و به کشت برنج اختصاص دارند و در معرض سیل و تخریب مدام قرار داشته و بعلت هزینه های بسیار سنگین ساحل سازی، مهارقزل اوزن از سوی  کشاورزان به هیچ وجه امکان پذیر نمی باشد.

5- با توجه به آب و هوا و خاک مناسب طارم برای توسعه کشت زیتون و نیاز کشور به روغن زیتون و از طرفی کمبود زمین های مسطح ، ایجاد یک شرکت تخصصی مادر برای داشتن تکنولوژی و آبیاری هوایی همچون هلی کوپتر آبپاش و اختصاص دامنه کوهها و کوهپایه ها به امر کشت زیتون می تواند ضمن افزایش سطح و مقدار تولید زیتون و روغن زیتون به امر اشتغال و در آمد مردم کمک نماید. گر چه این موضوع با پذیرش مفاد بند 1 فوق الذکر از سوی هیئت دولت قابل دسترس خواهد بود .

6- با توجه به تغییر الگوی زندگی مردم گسترش دامداریهای نیمه صنعتی و صنعتی و اعطاء تسهیلات برای خرید دامهای سبک و سنگین از سوی جهاد کشاورزی و راه اندازی کارخانه شیر پاستوریزه می تواند عامل مهمی برای افزایش در آمد مردم باشد. ضمن آنکه طارم استعداد خوبی در زمینه شیلات و آبزی پروری چون ماهی و میگو دارد و لازم است این موضوع مورد مطالعه و هدف گذاری قرار گیرد. 

د) معدن:

1-  متاسفانه در بخش معدن نه تنها اهالی که اهل فن هم اطلاعات کمی از پتانسیل های معدنی طارم دارند و در خصوص منایع زیر زمینی آن مطالعات تخصصی مناسبی صورت نپذیرفته و با توجه به اقتضائات طبیعی آن باید سرمایه گذاری مناسبی جهت مطالعات و اکتشافات تخصصی نفت و گاز، طلا و اورانیوم نموده و اطلاعات آن را در دسترس علاقمندان گذاشت تا بدین وسیله اشتغال و در آمدزایی لازم به عمل آید. 

ه: عمرانی و گردشگری

1- اکثر روستاهای طارم از کمبود آب آشامیدنی رنج می برند و تأمین آب شرب نیاز به اعتبار زیادی دارد که استان توان آنرا ندارد از این رو توجه ویژه مدیران مرکز نشین را می طلبد.

2- گویا در طارم آثاری پیدا شده که سابقه تمدن آنرا تا هفت هزار سال تخمین زده اند از اینرو وجود آتشکده ها ی تشویر... غارهای خرمنسر، هزار رود ... قلعه های باستانی و امامزاده های متعدد به همراه سر سبزی با غاتش عامل مهمی برای جذب گردشگری داخلی و خارجی است و این زمانی ثمرخواهد داد که دولت برنامه ویژه ای را برای سرمایه گذاری در این صنعت طراحی کند از آن جمله ساخت پلاژهای ساحلی در اطراف قزل اوزن ، ایجاد تله کابین برقی مابین کوههای سر بر فلک کشیده شمالی و جنوبی و ساخت اقامتگاههای بهداشتی و مناسب می تواند چهره این منطقه رابکلی دگرگون سازد .

3- ایجاد مرکز تحقیقات و داروسازی گیاهی درطارم با عنایت به این که این منطقه در ناحیه کوههای شمالی و جنوبی دارای ذخایر قابل توجهی  از انواع گیاهان دارویی و کمیاب است و بتدریج گرایشی مثبت در بین مردم و پزشکان برای استفاده از داروهای گیاهی نمودار شده است و در آینده نیز این گرایش بیشتر خواهد شد.

4-روستاهای طارم غالباً در مسیر رودخانه های کوچک و بزرگ واقع و این امر باعث افزایش خطر سیل، و دلهره اهالی را بدنبال آورده است. از اینرو برای جلوگیری از هر گونه فاجعه  انسانی ناشی از سیل، ضرورت مطالعه علمی این موضوع بسیار مهم است تا پس از بررسی و مطالعه نسبت به اجرای سیل بند در روستاهای پر خطر اقدام گردد.

 

و) اداری و خدماتی:

1- شهرستان طارم سالهای قبل از انقلاب دارای کرسی مستقل در مجلس بوده ولی پس از انقلاب با انتزاع  بخشی از روستاها والحاق آنها به طارم سفلی و زنجان کرسی خود را از دست داد و علی رغم تلاش و خواست مردم هنوز اعاده نشده است از این رو اعاده کرسی مجلس طارم یکی از مهمترین خواستهای مردم و از اصلی ترین راههای توسعه و پیشرفت طارم محسوب می شود و این امر به خاطر منافع نمایندگان منتخب هیچ وقت محقق نخواهد شد مگر آنکه شخصی از طارم رأی بیاورد که با توجه به تناسب جمعیتی ناموزون زنجان  طارم تقریباً محال است و تنها راه باقی مانده اراده عالیه دولت است که می تواند حق دیرینه این مردم را احقاق کند.

2- شهرستان طارم با پتانسیل های کم نظیر خدادادی ، ساختار اداری مناسبی می طلبد تا مدیران با اختیارات مناسب ، قدرت و جسارت تغییر و تحول را داشته و از فکر ها و اقدام های بزرگ نهراسند بر این اساس ارتقاء فرمانداری به سطح معاونت استاندار و ادارات دیگر به سطح معاونت ادارات کل و همچنین ثبات مدیریت شهرستان و استفاده از نیروهای خلاق و علاقمند بومی می تواند تأثیر سریع و مهمی در پیشرفت شهرستان ایفاء نماید .

3- استقرار ادارات صنایع و معادن، کار و امور اجتماعی و بانکهای تجاری و تخصصی می تواند از طرفی مانع رفت و آمدهای اهالی به مرکز استان با توجه به خطرات فراوان راه نامناسب و پرپیج و خم طارم شود و از سویی به رشد و توسعه صنعت ، معدن و اشتغال تحرک می بخشد.

4- گاز رسانی به طارم از مسیر منجیل کوتاهترو کم هزینه خواهد بود. این در حالی است که اخیراً، مسئولین مسیر تهم به طارم را طرح کرده اند. این مسیر علاوه بر صعب العبور و سردسیر بودن، احتمال قطعی نیز در اوج سرما دارد و از طرفی مردم نگران هستند که به سر نوشت جاده تهم طارم دچار شود از اینرو تقاضای تجدید نظر، دقت و سرعت بیشتر در امر گاز رسانی به روستاهای طارم را دارند .

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 19:53  توسط محمود  | 

 

 

فرهنگ سیاسی در هر جامعه متاثر از فرهنگ عمومی آن جامع است مفهومی که در بر گیرنده سلیقه ها و رفتارهای عمومی است و به عبارتی مجموعه ایده ها و ارزشهاست نسبت به نگرش و جهت گیریهای سیاسی نسبت به قدرت و حکومت و نظام سیاسی مستقرمی باشد و در  ایران این موضوع دارای خصوصیات منحصر بفرد و احیانا مبهمی است  آر.دی . گاستیل در پزوهشی که در باره فرهنگ سیاسی طبقه متوسط ایران انجام داده میگوید فرهنگسیاسی ایران زمینه مساعدی را برای مشارکت و رقابت سیاسی ایجاد نمی کند . ماروین زونیس فرهنگ سیاسی نخبگان ایران را دارای چهار ویژگی بدبینی سیاسی ،بی اعتمادی شخصی ، احساس عدم امنیت آشکار و سوئ استفاده افراد می داند

 جامعه ایرانی اکنون شاهد همزیستی سه فرهنگ دینی ، ملی ، غربی است. که در سه لایه و طبقه های خاص به حرکت خود ادامه می دهد و نباید فراموش کرد که  فرهنگ در جامعه شاخصهای خاص خود را ایجاد و در طول زمان به آنها شکل و ماهیت می بخشد برای شناخت این عوامل باید برگردیم به شناخت  بیشتر خصلت های عمومی ایرانی تا به درستی بتوانیم فرهنک سیاسی ایرانیان را تبیین و راهکار ارائه کنیم .

1- تصور برگزیدگی : ایرانی ها خود را برگزیده خدا در روی زمین می دانند و به نوعی خود بزرگ بینی به عنصری اصلی در نگرشهای آنان تبدیل شده که این خود معلول عوامل مختلفی چون جهتگیریهای سیاسی سیتم سیاسی ، حقیقت پنداری مطلق خود و .. است .

 

 2- تمایل به افراط در خواستها و رفتارهای سیاسی : ایرانی ها بیشتر دنبال ناجی آسمانی بوده و از انسانها نیز اگر منخب شوند خواسته های بسیار زیاد و خاج از طاقت می خواهند که این خود از طرفی معلول محرومیت تاریخی مردم است و از سویی تولیدگر افراط و تندروی است

3- مناسبات فردی و شخصی : در ایران علی رغم کذشت صد سال از مشروطیت و ورود مفاهیم مدرن سیاسی چون پارلمان و حزب و قانون تعیین کننده ترین ملاک در سازمانهای اداری و حکومتی مناسبات فردی و روابط شخصی است نهادها و سازمانه هنوز نهادینه نشده و متاسفانه شخص محور وبوده و تحت تاثیر اشخاصند نه سیتم و برنامه و هرکسی که می آید بناهای قبلی را ویران می سازد نه اینک عیبهای آن را برطرف ساخته و حرکت کند

4- تقدیر گرایی و خرافه گرایی در فرهنگ عمومی ما ایرانیان فراوان است حتی کسانیکه ادعای خواص را دارند در برابر یک حرکت برنامه ریزی شده خرافی و دارای بار مذهبی کم میارند و بر این اساس وقتی در نتیجه کم عقلی و کم تحرکی نتیجه منفی می گیرند آنرا بر اساس قضا قدر الهی توجیه می کنند و این مطلب را بر اساس تعلیمات پیامبر (ص) درک نکرده و همین عاملی برای انفعال و عقب ماندگی می گردد.

5- شایعه پذیری : از دیر باز چون جامعه ایران فاقد حکومتها و و سایل ارتباط جمعی شفافی بوده شایه چون برق آسمان در جامعه ایرانی پدیدار و تا دورترین نقاط میرسد بدون اینکه با محک عقل و منطق سنجیده شود در میان آحاد مردم مضمضه و می چرخد و طبعا عدهای هم منافعی را از این امر میبرند و فرصت طلبی میکنند و در واقع این خصلت منفی ایرانی هنوز هم به شدت دبر میان مردم به چشم می خورد

6-نفاق و د و رویی سیاسی : در تمام حکومتهای ایدولوژیک یکی از آفتهای مهم آنها همین ریا و رواج چاپلوسی و تملق است که شدیدا هم مورد نکوهش اسلام می باشد ولی طبع این گونه حکومتها همین است که چاکران و مدح کنندگان را به خود نزدیک و منتقدین و مستقلها را از خود دور میکند که این خود عاملی برای توخالی و منحرف شدن آنها می شود

حال که به صورت مختصر شاخصه های فرهنگ سیاسی و عمومی را بیان کردیم راهکارهای گسترش و تعمیق فرهنگ سیاسی و عمومی و نتیجتا پر بار ی انتخابات با گزینش صحیح نامزدهای انتخابات مجلس هشتم را بیان می کنیم

1- آموزش و پرورش مهمترین دستگاهی است که وظیفه دادن آموزشهای سیلسی را بر عهده دارد و به طرق مختلف می تواند ضمن آموزش صحیح سیاسی دانش آموزان نسبت به اصلاح نقیصه های احصاء شده در فوق اقدام و به جامعه پذیری آنها کمک نماید اصلا نه تنها جای آموزشهای سیاسی در دوره های راهنمایی تحصیلی باید شروع شود بلکه باید به تفکیک جنسیت هم آموزشهای حقوقی داده شود تا آنها نسبت به حقوق سیاسی و شهروندی خود آگاهی پیدا کنند اگر بررسی کنید می بینید که بسیاری از دانش آموزان سالهای آخر دبیرستان هم اطلاعات اولیه حقوقی و سیاسی را ندارند و اگر این امر در آموزش و پرورش در قالب اصول و قواعد اولیه حقوق و سیاست آغاز شود  سطح آگاهی های عمومی نیز افزایش و به تعمیق فرهنگ سیلسی کمک خواهد شد .

2- صدا و سیما و رسانه های عمومی چون از محل در آمدهای عمومی میچرخند لازم است به مقوله افزایش سطح فرهنگ عمومی و آموزشهای سیاسی و حقوقی بپردازد امری که یا کم رنگ است یا در سطح نازل آن و تنها برای سمپات سازی و وفادارسازی انسانی بر نامه ریزی می شود

3- آموزش و پرورش می تواند با برنامه ریزی درازمدت نسبت به ارتقاء فرهنگ عمومی وسیاسی بیاندیشد و از طرفی مانع از آن شود که سیاسی کاری در آموزشو پرورش رخنه کند امری که در وجه ضعیفش در دوره های اخیر در آموزش وپرورش بویژه در سطح ستاد ظهور کرده و تاثیرات منفی آموزشی وعلمی فراوانی را بدنبال آورده است نگریستن به سیاست از زاویه فرهنگ چون نگریستن به دشت از یک موضع بالا و بلند است که انسان را کمک می کند که تمام جوانب را بهتر ببیند و از افراط و تفریط بپرهیزد اصولا افراط کاریهای مشهود در عرصه سیاسی کشور معلول نقصان آموزشهای سیاسی علمی و آموزشی در ساختار آموزش و پرورش است که باید بدور از حب و بغضهای سیاسی بدان پرداخته شود

4- تغییر نظام آموزشی یکسویه : در سالهای اخیر تاکید زیادی بر آموزشهای فعال و مشارکتی دانش آموزان شده ولی در عمل همچنان نظام آموزشی ذر ایران یکسویه و معلم محور است که در آن معلم عقل کل و فعال ما یشاء محسوب می گردد و از آموزشهای گروهی و دانش آموز محور و مشارکت جویانه اثر قابل توجهی نمی توان یافت این موضوع وقتی مهم می شود که بدانیم اصولا نگرش به انسانها و دانش آموزان که غالبا مبتنی بر تکلیف محوری است باید به حق محوری مبدل شود در نظامی که انسان فقط تکلیف داشته باشد انسانی منقاد و مطیع بار می آید نه پرسشگر و خلاق که به حق انسانی و شهروندی خود ببالد و از آن مراقبت کند

5-  تعمیق دموکراسی: طول و عرض دموکراسی در ایران قابل توجه است ولی در سطح بوده و از عمق کافی برخوردار نیست و مهمترین دستگاهی که می تواند این نقیصه را جبران و مردمسالاری را غنی سازی و عمق بخشد آموزش و پرورش است که انبوه جمعیت دانش آموزی و فرصت مناسب آموزش دادن و نیروهای فرهیخته موجود در دستگاه آموزش و پرورش از جمله عوامل مغتنمی است که لازم است با اهمیت تلقی و استفاده مطلوب گردند

6-مرجعیت آموزش و پرورش : از نظر جامع شناسی گروههای مرجع نقش مهمی در بسیج انسانی داشته و بخاطر وثاقت رای و نظر پناهگاه و مورد رجوع افراد جامعه قرار می گیرند از اینرو فرهنگیان علی رغم فراز و نشیبهای اجتماعی فراوان جامعه ایران هنوز به عنوان یکی از مهمترین گروههای مرجع می تواند نقش بی بدیلی در انتخابات و انتخاب افراد شایسته ایفاء کنند این موضوع وقتی اهمیتش دو چندان می شود که بدان فرهیخنکی بالای جمعیت معلمین رانیز بیافزاییم و بدانیم که این قشر آگاه و درد آشنا و دلسوز سرنوشت جامعه در تمامی شهرها و روستاهاو نقاط دور دست نیز نمایندگانی از خود دارند که بسیار تاثیر گذار هستند و می توانند عاملی برای مشارکت بالای مردم در انتخابات شوند و از طرفی دغدغه های سیاسی ،اقتصادی ، و صنفی خود را با ترغیب و تشویق مردم به حضور آگاهانه و انتخاب شایسته جامعه عمل بپوشانند .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 22:54  توسط محمود  | 

 

طارم الحق قطعه ای از بهشت است که البته چندی است به محاق فراموشی رفته و فرقی ندارد که این واقعاً عمدی باشد یا تغافل چون نتیجه آن یکی و آن هم پسرفت این سر زمین زرخیز است دیاری که شهرت مردان نیک نام آن از استان

گذشته و به پایتخت رسیده، دیاری که وصف چهار فصل آن سر زبانها ست اما دریغ از نگاههای مهربان و آینده نگر بر این اساس باید گفت:

مردمان این دیار به لحاظ آب هوا و تغذیه مناسب فرهنگ و ارتباطات بالا با سایر استانها انسانهایی خوشبین ، امیدوار، صبور و نجیب می باشند که در سالیان اخیر از لحاظ سطح سواد و فرهنگ عمومی نیزپیشرفت خوبی نموده و در استان سر آمد هستند مناعت طبع و مدارا مانع از آن شده که عمق رنج ها ی آنان بدرستی تبیین شود تا مدیران نیز با لحاظ پتانسیل های منطقه بدانها پاسخ دهند لذا ضرورتیست فرهنگیان و فرهیختگان این شهرستان بیش از گذشته احساس مسئولیت نموده و دین خود را نسبت به آینده این سرزمین مستعد اما محروم ادا نمایند. در این راستا

الف) شهرستان طارم توان آن را دارد که با سرمایه گذاری و هدف گذاری صحیح در امر کشاورزی و توسعه صنایع مکمل و تبدیلی ضمن بر طرف نمودن نیازهای عمده چند استان همجوار به لحاظ کیفیت محصولات کشاورزی خود، در بازار صادراتی نیز جایی را پیدا کند پیش شرط آن هم خروج شهرستان طارم از بن بست ارتباطی است . با تخصیص اعتبارات بصورت قطره چکانی نمی توان معضل اصلی و مهم این شهرستان را حل نمود ، چه بسا سالها باید مردم این دیار در انتظار اتمام راه تهم به طارم باشند مسئولین باید شجاعانه همانطور که در تریبون های عمومی شعارش را می دهند برای اعتبارات راهسازی این شهرستان بویژه راههای اصلی و مهم ارتباطی زنجان – گیلان ، خلخال ،فکری اساس نموده و از وعده درمانی پرهیز کنند.

 ب) امکانات مغفول مانده این شهرستان در زمینه های کشاورزی ، توریسم ، ومعدن، شناسایی و با هدف گذاری دقیق احیاء شود. طارم به لحاظ آب و هوای مناسب امکان زیتون کاری در کوهپایه ها را هم دارد و به خاطرنعمت رود پر برکت قزل اوزن و کوهها سر برفلک کشیده جنوبی و شمالی آن امکان ساخت تفریحگاهها و پلاژهای ساحلی و همچنین ترن وتلکابین  های برقی و هوایی وجود دارد که تنها مدیران فکورجسورلازم دارد تا با ایده های بلند پیشرفت و توسعه را برای این دیار به ارمغان آورند.

ج) منطقه ویژه امکانات ویژه، مدیرانی با اختیارت و ساختار اداری،و سایر ادارات به سطح معاونت ادارات کل  متناسب می خواهد براین اساس ارتقاء فرمانداری این شهرستان به سطح معاونت استاندار می تواند مثمر ثمربوده و با تطبیق نیاز، و امکانات راه رسیدن به اهداف بلند را کوتا هتر نمایند.

د) ثبات مدیریت و اعاده کرسی مجلس شهرستان طارم یکی از عمده ترین راههای توسعه می باشد که متاسفانه در خصوص ثبات مدیریت در دولت نهم چنین امری مشاهده نمی شود و عمر مدیریتی مسئولین شهرستان خیلی کوتاه بوده واخیراً هم  فرماندار شهرستان بدون مقدمه عزل و فرد دیگری جایگزین شد. گر چه بر روی صفحه کاغذ احتمال موفقیت ایشان بویژه در امور اجرایی دور از ذهن نمی باشد اما علقه شدید سیاسی وی نسبت به جریان حاکم باعث می شود که منتظر بمانیم و ببینیم که وجهه سیاسی او غالب می شود یا وجهه اجرایی او خودنمایی خواهد کرد.

حاصل کلام این که طارم علی رغم تمامی امکانات اقلیمی و انسانی به جایگاه شایسته خود در استان و کشور نخواهد رسید مگر این که اولاً خود اهالی، فرهنگیان ، فرهیختگان و دانشگاهیان این دیار همت نموده و حق خود را بخواهند و بهترین روش برای تحقیق مطالبات این دیار انتخابات مجلس است ثانیاً از طارمیهای فهیم و فرهیخته که توان اجرائی و تحصیلی مناسبی دارند  می خواهیم بدور از دایر ه تنگ خود محوری برای تعالی و پیشرفت منطقه داوطلب انتخابات مجلس شورای اسلامی در دوره هشتم شوند ثالثاً اهالی فهیم طارم بویژه نخبگان و فرهنگیان و فعالان سیاسی شهرستان نیک می دانند که عامل موفقیت در انتخابات اتحاد برای طارم خواهد بود از اینرو لازم است با دادن آگاهی به توده های مردم شهرستان از هر گونه افتراق و خود محوری ودنباله روی از گره های سیاسی که در مقاطع مختلف در آزمونهای عملی طارمیها مردودی دریافت کرده اند پرهیز و فضای نشاط و با انگیزه ای را جهت حضوربر سر صندوق های رأی طارمیها بیافرینند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 22:18  توسط محمود  | 

 

 

ابن خلدون مورخ نامدارو جامع شناس  مسلمان بر آن است که اقلیم و آب وهوابر خلق و خوی مردم تاثیر گذار است انسانهایی که در مناطق گرمسیر زندگی می کنند از نظر رفتار با دیگران گرم و به عبارتی زود می جوشند و فعال و خوشبین هستند .طارم این سرزمین سرسبز زیتون با داشتن چنین وصفی بانعمتهای خدادادی آب وخاک زرخیزو  هوای گرم و معتدل میوه هایی چون  انجیر، انار،سیب ،انگور ، گلابی ، گردو ، فندق ،زرد آلو ،طالبی ، ...رود کهن وآرام قزل اوزان  واز همه بالاتر انسانهایی صادق، خونگرم  اجتماعی و با نشاط  استحقاق جایگاه مناسبی از نظر رفاه ،پیشرفت ، صنعت ، آموزس های عالی و فنی را داشته است که متاسفانه مورد کم توجهی و گاهی هم بی مهری قرار گرفته است گرچه  در دوران پر افتخار انقلاب شکوهمند اسلامی از نظرفرهنگ ،معیشت و  تحصیلات عالیه رشد چشمگیری نموده است اما این رشد و تعالی طارم در قیاس با استعدادها و پتانسیلها ی انسانی و اقلیمی ناچیز است چرا که پیشترها رگه هایی از تفکر نامیمون خانخانی در ضمیر آگاه و ناخوآگاه عوام و در برخی موارد هم در میان خواص وجود داشت که نوعی آپارتاید مدیریتی و اقتصادی و عمرانی برای این دیارچهار فصل به ارمغان آورده بود و اگر نبود همت و رنج و امیدواری مردمانش کلاف بی سرو ته  فقر و عقب ماندگی را امروز هم باید به نظاره می نشستیم . اما اینک حلقه های بی بنیاد تفکر آپارتایدی مرکز- پیرامون به خاطر بردباری ، سخت کوشی ، مناعت طبع و مدارا و دگرخواهی طارمیها از هم گسسته و آفتاب گرم تعالی و ترقی از افق آن پدیدار شده است .

آری هم اینک نه زنجان که گیلان و قزوین و تهران با تبسم و خرسندی تمام به بلندای کوهها و رودهایش و گرمی آفتاب تابستانش سلامش می کنند و به برکت فرزندان برومند و دلداده اش آینده سبزفردای محتومش خواهد بود .

به هوش اگر امروز غفلت کنیم فردا  میوه حسرت خواهیم چید.باید قدر فرصت تاریخی با هم و برای هم بودن  را قدر بگذاریم تا دین تاریخی خود را به این بهشت زمینی ادا کنیم .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 19:27  توسط محمود  | 

 

 

 

دوستی نقل می کرد در بهمن ماه سال 85 ساختمانی به مبلغ 120 میلیون تومان قولنامه شده بود که هم فروشنده و هم خریدار توافقی معامله را به هم زدند همان ساختمان در خرداد 86 به مبلغ 350 میلیون تومان فروخته شد.

قصه غصه دار مسکن در شهر بی شهردار زنجان تبدیل به یک معضل تمام عیار شده آنچنان که اگر فردی30 سال کار نماید و چیزی نخورد و تمام حقوق خودش را پس انداز کند به سختی می تواند مسکن متوسطی را فراهم سازد . مقولۀ مسکن که یک مقولۀ اقتصادی است به علت بافت شهری زنجان و عملکرد غیر کارشناسانه متولیان اقتصادی دولت و شبکه بهم پیوسته دلالان زمین در شهر زنجان و رها شدن مدیریت شهری زنجان علی رغم گذشت نیمسال از تعیین شهردار منتخب شورا بتدریج به یک مقوله امنیتی - اقتصادی تبدیل شده است. عده ای بیکار بی عار با حمایت پشت پرده زالو صفتان بلایی به سرمردم شهر زنجان نازل آورده اند  که آرزوی داشتن مسکن را دست نیافتنی نموده گویی که اینجا تهران یا شهری توریستی ، زیارتی ، تفریحی است .

آنهایی که وظیفه اصلی آنها نظارت بر رفاه، ارزانی و فراوانی کالا و خدمات در   شهر و استان هست در خیالات واهی خود ، به سر می برند و مست و سر خوش از عملکرد خود وعده های دهن پر کن می دهند. وقتی شهر زنجان را با دیگر شهرهای هم سطح و بالاتر مقایسه می کنیم گویا شهر زنجان را طلسم کرده اند . چه باید کرد؟ برای از بین بردن این مشکل امنیتی اقتصادی چه راهکارهایی می توان پیشنهاد کرد؟ از این منظر و با هدف امر به معروف و نهی از منکر پیشنهادات ذیل را برای اطلاع مسئولین عالی استان طرح وامیدوارم مورد مداقه قرار گیرد.« ما علینا الّا البلاغ»

1-        مشخص نمودن سریع مدیریت شهری ( شهردار) بدور از محاسبات خطی و کاسبکارانه

2-        پلمپ بنگاههای فاقد جواز کسب و تعیین محدوده صنفی تا مثل قارچ شاهد رویش شبانه آنها در خیابانها و کوچه پس کوچه شهر زنجان نباشیم این امر نیازمند عزم جدی دستگاههای مختلف مدیریتی ، امنیتی ، و قضایی است.

3-        برخورد امنیتی و قضایی با دلالان و واسطه ها ریز و درشت زمین و مسکن که چون زالو به جان شهر افتاده و عقبه چند صد سالی مذهبی و انسانی و اخلاقی آن را علنأ به چالش می کشند و این کار صد البته با توجه به توان اطلاعات و امنیتی دستگاههای مربوطه نه تنها امکان پذیر است بلکه به یک ضرورت اجتناب ناپذیر تبدیل شده است

4-        نظارت  سیستماتیک بر عرضه مواد و مصالح ساختمانی تا گلوگاههای موجود شناسایی و رفع گردند اگر این اتفاق بیافتد مصالح ساختمانی من جمله سیمان در شبکه سیاه وارد نمی شود و با قیمت واقعی در اختیار مصرف کننده واقعی قرار می گیرد اگر چه اساس کار آزاد سازی قیمت سیمان است تا بازار سیاه از بین برود .

5-        تعیین قیمت منطقه ای براساس بر آورده های کارشناسان برای زمین و ساختمان و الزام ثبت و بنگاههای مسکن به خرید و فروش و صدور سند بر طبق قیمت مصوب منطقه­ای.

6-        اعطای همزمان پروانه ی ساخت از سوی شهرداری به تمام زمینهای داخل محدوده شهری تا دلالان نتوانند با ایجاد فضای کاذب قیمتها را چندین برابر کنند .

7-        تشکیل اتاق فکر مسکن با استفاده از نظرات نخبگان  و فعالان عرصۀ زمین و مسکن شهر و اجزایی ساختن راهکارهای کوتاه مدت برای غلبه بر وضع بحرانی مسکن چون محدودیت صدور سند ثبتی و افزایش تصاعدی مالیات برای صدور سند های اضافی برای یک فرد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 19:18  توسط محمود  | 

 

 

 

وقتی به تاریخ به ویژه حیات خلفای عباسی در گستره جهان اسلام می نگریم رسم اعطاء لقب و عنوان به افراد بعنوان یک ابزار حکومتی و سیاسی بکار می رفت و آنها با دادن این القاب از قبل آن منافع اقتصادی هنگفتی عایدشان می شد . از منظر سیاسی نیز احیاناً منتقدین و رقیبان سیاسی خود را رام می ساختند . خلفاء به خود نیز القابی ویژه چون القائم بالله ، المستنصر، المعتمد و ... بخشیده و چاکران و درباریان با مضمضه مدام آنها چنان مقام قدسی به خلفای بنی امیه و بنی عباسی می بخشیدند که گاهی خودشان نیز باورشان می شد که آنها صبغۀ آسمانی دارند.

نقل است چون مغولان تمام سرزمینهای اسلامی را در هم کوبیده و به مرکز خلافت عباسیان رسیدند خلیفه را دستگیر و قصد کشتن او را نمودند . چاکران و درباریان به وحشت و التماس افتادند که مبادا با کشتن خلیفه مسلمین از آسمان خون ببارد و آسمان و زمین به هم خورده و قیامت بر پا شود خان مغول که به بی اساسی آن اعتقاد خود ساخته چاکران ایمان داشت برای اینکه این عقیده در روحیه سربازان مغول تأثیر منفی نگذارد، دستور داد نمدی حاضر کردندو گفت: خلیفه را در لابلای نمد می پیچیم و می مالیم و چون دیدیم آسمان به غرش افتادن یا چهره بر افروخت، رهایش می سازیم. و چنان نمد مالی کردند که خلیفه مرد و آسمان  هم نه به لرزه افتاده و نه غرید. آری ساختن عقیده خرافی و ترویج آن بلایی است که کم و بیش در تاریخ بوده امّا نباید فراموش کنیم که اینک در عصر آگاهی و قرن 21 زندگی می کنیم .و در سایه حکومتی شیعی زندگی می کنیم که آبشخور اصلی آن عقل است . القاب و عناوین به ما هو  حکایت ا زاعتبار و ارزشی می نمایند که نباید بی دلیل خرج شوند و با فروش آنها به ثمن بخس اعتبارشان گرفته و آنها را به مذبح بفرستیم نیک می دانیم که حک سکه قلابی طلا چقدر بر بازار طلا آسیب می رساند.

پس باید حریم القاب و عناوین را پاس داریم و به هر طمعی آنها را  به این و آن بذل و بخشش نکنیم چرا که این کار اولاً باعث پلشتی و در هم ریختگی مفاهیم خواهد شد ثانیاً بازار سایه ای درست خواهد کرد که بازار اصلی را تحت تاثیر قرار خواهد داده و از ارزش واقعی القاب و عناوین خواهد کاست. بر این اساس باید بپذیریم ساختار شکنی مفاهیم چون ساختار شکنی سازمانها و ساختارها تبعات تلخی بدنبال خواهند داشت. از اینرو خانم جدید المشهور با اعطای لقب آیت ا... به رئیس جمهوری نه تنها در عرصه مفاهیم دست به ساختار شکنی زده که تبعات تلخ به هم ریختگی حدود و ثغور مرزهای مفاهیم را بدنبال خواهد داشت بلکه باعث تهی شدن تدریجی بار معنایی قراردادی آیت ا... در اذهان عمومی خواهد شد. درست این بود که سر کار مذکور برای ابراز وجود و شعف خویش از فتح آسان دانشگاه کلمبیا بدست ریاست جمهوری با الفاظی دیگر بدور از ساختار شکنی دنیای مفاهیم انجام می دادند تا حریم حرمت مفاهیم و القاب نیز خدشه پیدا نکنند. چرا که واژه ( آیت ا... ) یک مفهوم عمیق دینی و ارزشی مدرجی است که طی سالها جهد و تلاش علمی و تهذیب نفس با تعریفی خاص حاصل می گردد. بنده نیز چون سایر هموطنان از برخوردها ی دور از ادب و اخلاق رئیس دانشگاه ، کلمبیا ناراحت بوده امیدوارم که در آینده چنین اتفاقاتی د رعرصه دیپلماسی خارجی کشور اتفاق نیافتد و شأن و منزلت هرایرانی بویژه دومین مقام رسمی کشور حفظ گردد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 11:55  توسط محمود  |